دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥
١٧٦.امام صادق عليه السلام : جان ها [همچون ]سپاهيانى فراهم آمده اند كه يكديگر را مى بينند و چنان كه اسبان يكديگر را مى بويند ، يكديگر را مى بويند . پس آنها كه يكديگر را شناختند ، با يكديگر الفت مى گيرند و آنها كه يكديگر را نشناختند ، با هم اختلاف خواهند كرد ، [تا آن جا كه] اگر مؤمنى به مسجد بيايد كه در آن ، مردمان بسيارى هستند و جز يك مؤمن در ميان آنان نيست ، جان او به سوى آن مؤمن ، ميل پيدا مى كند ، تا كنارش بنشيند .
١٧٧.الأمالى طوسى ـ به نقل از سَدير ـ : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : گاه كسى را مى بينم كه پيش از آن روز ، نه من او را ديده ام و نه او مرا . با اين حال به شدّت دوستش مى دارم و چون با او سخن مى گويم ، مى بينم كه نظر او در مورد من ، همچون نظر من درباره اوست و به من مى گويد كه نظر من درباره او همچون نظر خودش درباره من است (همان احساس محبّت بى سابقه را نسبت به من دارد) . حضرت فرمود : «اى سَدير ! راست مى گويى . الفت گرفتن دل هاى پاكان ، هنگام ديدار يكديگر ، هرچند اظهار دوستىِ زبانى نكنند ، به سرعتِ در آميختن قطره هاى باران با آب رودهاست . ديرپيوندى دل هاى بدكاران ، هرگاه كه يكديگر را ببينند ، گر چه به زبان اظهار دوستى كنند ، همچون دورى چارپايان در مهربانى ورزيدن به يكديگر است ، گرچه مدّت هاى بسيار بر سرِ يك آخور باشند .
١٧٨.امام صادق عليه السلام ـ به عمر بن يزيد ـ : هر چيز ، به چيزى آرام مى گيرد ، مؤمن نيز به برادر مؤمنش آرام مى گيرد ، همان گونه كه پرنده به همانند خود آرام مى گيرد . آيا اين [حالت ]را تجربه نكرده اى ؟