دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨
مقه ، وجد ، كَلف ، تَقَيُّم ، عِشق ، جَوى ، دَنَف ، شجو ، شوق ، خلابه ، بلابل ، تباريح ، سدَم ، غمرات ، وَهَل ، شجَن ، لاعِج ، اكتِئاب ، وَصَب ، حُزن ، كمد ، لذْع ، حُرَق ، سُهد ، أرَق ، لَهْف ، حنين ، استكانه ، تباله ، لَوعه ، فُتون ، جنون ، لمَم ، خَبْل ، رَسيس ، داء المُخامِر ، ودّ ، خلّه ، خِلّم ، فَرام ، هُيام ، تدْلِيه ، وَلَه و تعبّد» . نام هاى ديگرى نيز براى محبّت برشمرده اند كه در حقيقت نام هاى آن نيست ، بلكه از عوامل و احكام به شمار مى رود و ما از ذكر آنها خوددارى مى كنيم . [١] بسيارى از آنچه در كلام ابن قيّم به عنوان اسامى محبّت آمده ، در واقع از مبادى يا احكام محبّت است ، گو اين كه او خود در تفسير و تبيين اين اسامى ، بدان تصريح مى كند . در باره ريشه اين اسامى و تعريف هر يك ، سخن بسيار است [٢] كه نيازى به طرح آن در اين مجموعه نيست . آنچه در اين جا بحث درباره آن اهمّيت دارد ، تبيين ديدگاه اسلام درباره محبّت است ، در نگاهى عميق به آنچه اين آيين الهى در مورد اين خصلت ارزشمند آورده است ، تا مدخل و مقدمه اى باشد براى دقّت و تأمّل لازم در آيات و احاديثى كه در ابواب مختلف كتاب ، خواهد آمد .
محبّت از ديدگاه اسلام
از نظر اسلام ، محبّت ، بيشترين نقش را در ساماندهى جامعه آرمانى انسانى دارد . ملاحظه متون دينى (نصوص) گردآمده در اين كتاب ، به روشنى اثبات
[١] روضة المحبين : ٣١ .[٢] ابن قيّم در كتاب روضة المحبين ، نزديك به چهل صفحه در اين باره بحث كرده است .