دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥
ليكن كسى كه به سبب دل بستن به بهره هاى دنيوى و فرو رفتن در لذّات جسمانى ، اين رمزها را درنيافته و به اين گنجينه ها راه نبرده است ، به هنگام شنيدن اين سخنان ، در آستانه خطر بزرگى ، همچون فرو رفتن در تاريكى هاى الحاد و در افتادن در پرتگاه هاى حلول و اتّحاد است ؛ تعالى اللّه عن ذلك عُلُوّا كبيرا . ما در اين مقام ، به گونه اى كه دريافت آن بر اذهان آسان باشد ، مى گوييم كه در اين تعبيرات ، مبالغه در قرب و بيان چيرگى سلطان محبّت بر ظاهر و باطن و پيدا و پنهان بنده است . بنابراين، مقصود ـ واللّه اعلم ـ آن است كه چون بنده ام را دوست بدارم ، او را به جايگاه انس خود فرا مى كشم و به عالم قدس برمى آورم و انديشه اش را در اسرار ملكوت ، غرقه و حواسش را منحصر به برگرفتن انوار آن مى كنم . در نتيجه ، قدمش در مقام قربْ استوار مى گردد و گوشت و خونش با محبّت درمى آميزد ، تا آن كه خود را فراموش كند و از حسّ خود غافل گردد و اغيار در برابرش از ميان بروند تا آن جا كه به منزله چشم و گوش او گردم . {-١١-}
[١] مجمع البحرين : ج ١ ، ص ٣٤٨ .[٢] مجمع البحرين : ج ١ ، ص ٣٤٨ .[٣] ر . ك : ص ٦٠١ (معيار جايگاه بنده در نزد خدا) .[٤] ر . ك : ص ٣٨٥ (پرستش دوستداران) .[٥] ر . ك : ص ٣٨٥ (پرستش دوستداران) .[٦] ر . ك : ص ٣٧٧ (كاملانِ در خدا دوستى) .[٧] ر . ك : مفاتيح الجنان ، مناجاةُ المريدين .[٨] ر . ك : ص ٣٧٩ ، ح ٩١٣ .[٩] ر . ك : مصباح المتهجّد : ص ٨٤٧ .[١٠] ر . ك : صحيح البخارى : ج ٥ ، ص ٢٣٨٥ ، ح ٦١٣٧ .[١١] الأربعون ، شيخ بهائى ، تخريج و تصحيح عقيقى بخشايشى : ص ٦٨٩ ح ٣٥ .