دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥١
عَبدي! أطِعنِي حَتّى أجعَلَكَ مِثلي ؛ [١] بنده ام! پيروى ام كن تا تو را چون خود سازم . و نيز روايت شده است : إنَّ اللّه َ تَعالى يَقولُ في بَعضِ كُتُبِهِ : يَا ابنَ آدَمَ! أنَا حَىٌّ لا أموتُ . أطِعني فِيما أمَرتُكَ حَتّى أجعَلَكَ حَيّا لا تَموتَ . يَابنَ آدَمَ! أنَا أقُولُ لِلشَّيءِ : كُن ، فَيَكونُ ، أَطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ تَقولُ لِلشَّيءِ : كُن ، فَيَكُونُ ؛ [٢] خداوند متعال در يكى از كتاب هاى آسمانى فرموده: «اى آدميزاد! من زنده ناميرا هستم . در آنچه فرمانت مى دهم ، پيروى ام كن تا تو را زنده جاودان سازم . اى آدميزاد! من به هر چيزى بگويم «باش» ، به وجود مى آيد . در آنچه دستورت مى دهم ، پيروى ام كن تا تو را به گونه اى قرار دهم كه به هر چيزى بگويى «باش» ، به وجود آيد. آنچه مى تواند انسان را به مقام خلافت خدا برساند ، محبّت اوست . در اين باره ، يكى از اهل معرفت ، سخنى بدين مضمون دارد : همان گونه كه وقتى آتش در آهن نفوذ كند ، آهن ، كار آتش را انجام مى دهد ، همچنين اگر محبّت خدا در دلى نفوذ كند ، آفريده مى تواند ـ به اذن خدا ـ كار خدايى انجام دهد . [٣] همان گونه كه در احاديث «قُرب نوافل» ـ كه شيعه و اهل سنّت ، آن را نقل كرده اند ـ آمده است ، انسان بر اثر «نوافل (مستحبّات)» كه زمينه هاى جلب محبّت خدا هستند ، گام به گام به او نزديك مى شود تا شايستگى پيدا مى كند و
[١] بحار الأنوار : ١٠٥ / ١٦٥ در حاشيه .[٢] مستدرك الوسائل : ١١ / ٢٥٨ / ١٢٩٢٨ ، بحار الأنوار : ٩٣ / ٣٧٦ / ١٦ ، تاريخ اليعقوبى : ١ / ٩٥ .[٣] ر . ك : كيمياى محبّت : ١٧١ (انسانى كه كار خدايى مى كند) .