دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧
٤٢٢.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان دانشم فراوان و اخلاقم پيراسته است/ [امّا ]هركس پيراسته شود ، در عين پيراستگى شوربخت مى گردد . اگر در جستجوى هزار دشمن برآيم ، آنان را خواهم يافت ؛ / ولى اگر خواستار يك دوست باشم ، او را به دست نخواهم آورد .
٤٢٣.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان { هر دوستى كه با او دوستى كردم/ خداوند ، هيچ دندان پيشينى برايش مگذارد . } { همگى آنان از روباه ، نيرنگبازترند/ امشب چه قدر مانند ديشب است (حال روزگار ، همواره يكسان است ). }
٤٢٤.امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به ايشان ـ : از وطنم دور شدم و از مردمى كه برابرم پديدار مى شدند ، پرسيدم : / { «آيا دوستِ راستينى يافت مى شود ؟» . امّا آنان گفتند كه دو چيز كمياب است و يافت نمى شود/ } دوست راستين وتخم عقاب(چون آشيانه عقاب بر قلّه كوه هاى صعب العبور است).
٤٢٥.امام على عليه السلامـ در ديوان منسوب به ايشان ـ : { مردم در انديشه هاى فراوانى هستند / حال آن كه من ، تنها انديشه ام در دنيا ، دوستى كمك كار است ، } { كه چون روحى در دو پيكر ، تقسيم شده باشد / و در نتيجه ، دو پيكر باشند ، امّا روحشان يكى باشد . }
ر . ك : ص ٣٣١ (نشانه هاى دوستىِ راستين) .
٥ / ٥
انواع دوستان
٤٢٦.امام على عليه السلام : دوستانت سه گونه اند و دشمنانت [نيز] سه گونه . امّا دوستانت [عبارت اند از] : دوستت ، دوستِ دوستت و دشمنِ دشمنت . دشمنانت [نيز عبارت اند از] : دشمنت ، دشمنِ دوستت و دوستِ دشمنت .