دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣
دوست دارند . اطاعت آنها از خدا از ترس دوزخ و يا به طمع بهشت نيست ؛ بلكه به دليل عشق و علاقه آنها به خداست . [١] آنان در مقام نيايش مى گويند : سَيِّدى ... أنَا مِن حُبِّكَ ظَمآنُ لا أروى ؛ [٢] سرورم! من در دوست داشتن تو ، تشنه اى هستم كه سيراب نمى شوم . و ... مَا أطيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ! ؛ طعم محبّتت ، چه شيرين است! ... يا نِعَمي وَجَنَّتي! ؛ [٣] اى نعمت و بهشت من! ... فَهَبنى ـ يا إلهى وسَيِّدى ومَولاىَ و رَبّى ـ صَبَرتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيفَ أصبِرُ عَلى فِراقِكَ ؛ [٤] خدايا! گيرم كه بر عذابت صبر كردم ، بر فراقت چگونه صبر كنم ؟ و ... محبّت خدا نسبت به اين طايفه، مفهومى ديگر دارد . معنا و مفهوم واقعى اين دو نوع محبّت را تنها كسانى مى توانند درك كنند كه به آن رسيده باشند . هر سخنى در تبيين و تفسير محبّت حقيقى آفريده به آفريدگار و بالعكس ، ناقص و نارساست. بهترين بيان در توضيح آثار اين محبّت ، همان است كه در حديث «قرب نوافل» ، آمده است. [٥] فقيه و محقّق بزرگوار ، شيخ بهايى ، درباره اين حديث مى فرمايد :
[١] ر . ك : ص ٣٨٥ (پرستش دوستداران) .[٢] ر . ك : ص ٣٧٧ (كاملانِ در خدا دوستى) .[٣] ر . ك : مفاتيح الجنان ، مناجاةُ المريدين .[٤] ر . ك : ص ٣٧٩ ، ح ٩١٣ .[٥] ر . ك : مصباح المتهجّد : ص ٨٤٧ .