دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣
١٧٢.امام على عليه السلام ـ در وصيّت خود به فرزندانش فرزندانم! دل ها سپاهيانى فراهم آمده هستند كه با دوستى به يكديگر مى نگرند و بدين گونه با يكديگر رازگويى مى كنند . در باب دشمنى نيز چنين است . پس اگر كسى را بى آن كه خود به سوى شما پيش دستى كرده باشد ، دوست داشتيد ، بدو اميدوار باشيد و هرگاه كسى را بى آن كه بدى اى از او به شما رسيده باشد ، دشمن داشتيد ، از او بپرهيزيد .
١٧٣.الاختصاص ـ به نقل از اَصبغ بن نُباتَه ـ : همراه امير مؤمنان بودم كه مردى نزدش آمد و به ايشان سلام كرد و سپس گفت : اى امير مؤمنان! به خدا سوگند ، من تو را در راه خدا دوست دارم و تو را در نهان ، چنان دوست دارم كه آشكارا دوست دارم ، و چنان در نهان به ولايت تو در راه خدا پايبندم كه آشكارا بدان پايبندم . امير مؤمنان ، سر خود را زير انداخت و نوك شاخه اى را كه در دست داشت ، مدّتى بر زمين زد . سپس سر خود را بلند كرد و فرمود پيامبر : «خدا برايم هزار حديث گفت كه براى هر حديثى ، هزار در است . جان هاى مؤمنان ، در هوا يكديگر را مى بينند و يكديگر را مى بويند و شناسايى مى كنند . پس هر يك كه ديگرى را شناخت ، با آن الفت مى گيرد ، و هر يك نشناخت ، با آن ديگرى اختلاف مى يابد . به حقّ خداوند قسم كه دروغ مى گويى و من ، نه چهره ات را در ميان چهره ها[ى دوستدارانم ]مى شناسم و نه نامت را در ميان نام هاى آنها» .
١٧٤.امام باقر عليه السلام : هان ! جان ها [همچون ]سپاهيانى فراهم آمده اند . پس آنها كه يكديگر را بشناسند ، با يكديگر الفت خواهند گرفت و آنها كه يكديگر را نشناسند ، با يكديگر اختلاف خواهند يافت . چون جان در همان آسمان ، دوستى و دشمنى مى كند . پس اگر در آسمان دوستى كرد ، در زمين نيز دوستى مى كند و اگر در آسمان دشمنى كرد ، در زمين نيز دشمنى مى كند .
١٧٥.امام صادق عليه السلام : جان ها [همچون ]سپاهيانى فراهم آمده اند . پس آنها كه در [عالم ]ميثاق ، [١] يكديگر را بشناسند ، در اين جا با يكديگر الفت مى گيرند وآنها كه [در عالم ميثاق ، ]يكديگر را نشناسند ، در اين جا اختلاف خواهند كرد .
[١] اشاره به عالمى است كه در آن ، خداوند از فرزندان آدم عليه السلامپيمان بر ربوبيت خود گرفت (ر . ك : به تفاسير ، ذيل آيه ١٧٢ از سوره اعراف) .