دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧
١١٦.امام على عليه السلام : به هنگام درشتى برادرت ، خود را به نرمى وادار و چون جدايى پيشه كند ، به پيوند بپرداز و چون بخل ورزد ، بخشش كن و آنچه را از او سر مى زند ، تحمّل كن و با او بپيوند .
١١٧.امام على عليه السلام ـ در نامه اى به فرزندش محم مبادا كه برادرت در بريدن از تو ، قوى تر از پيوستنت به او ، و در بدى كردن به تو ، قوى تر از نيكى ات به او باشد .
١١٨.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايش از برادرت مَبُر ، مگر پس از آن كه از به صلاح آوردنش عاجز گشتى ، و پس از بريدن ، از او بدگويى مكن ، مبادا كه راه بازگشتش را به سويت ببندى؛ باشد كه تجربه ها او را به سويت بازگرداند و برايت اصلاحش كند .
١١٩.امام على عليه السلام : اگر خواستى از برادرت ببُرى ، از خودت چيزى (زمينه دوستى اى) برايش بگذار كه اگر روزى نظرش بر آن قرار گرفت ، بازگردد .
١٢٠.امام صادق عليه السلام : تا هنگامى كه دو مسلمان از يكديگر بريده اند ، شيطان ، همواره شادمان است و چون آن دو يكديگر را ديدار كنند ، زانوانش [از ترس ]به يكديگر مى خورد و [گويا] اعضايش از يكديگر جدا مى شود و بانگ مى زند : واى بر من ، چه سان هلاك شدم؟!
١٢١.امام صادق عليه السلام : در حالى كه امير مؤمنان خطبه مى خواند ، مردى عبادت پيشه ، پرهيزگار و كوشا[در راه خدا] به نام همّام ، برخاست و گفت : اى «امير مؤمنان! شخص مؤمن را چنان براى ما وصف كن كه گويى او را مى بينيم» . حضرت فرمود : «اى همّام ! مؤمن . . . از برادرش نمى بُرد ، غيبتش را نمى كند و به او نيرنگ نمى زند» .