دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣٣
١٣٧٨.امام على عليه السلام : خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد : «هركه محبوبى را دوست بدارد ، با او همدم مى شود و هركه با محبوبى همدم گشت ، سخنش را تصديق مى كند و از كردارش خشنود مى شود ، و هركه به محبوبى اطمينان كند ، به او اعتماد مى ورزد و هركه مشتاق محبوبى شود ، در رفتن به سويش مى كوشد . اى موسى ! يادم از آنِ يادآوران ، ديدارم از آنِ شيفتگان ، و بهشتم از آنِ فرمانبران است و من خود ، ويژه دوستدارانم هستم» .
١٣٧٩.حلية الأولياء ـ به نقل از ابراهيم بن ادهم ـ : خداوند متعال به يحيى بن زكريا عليهماالسلام وحى كرد : «اى يحيى ! با خود عهد بسته ام كه هرگاه بنده اى از بندگانم مرا دوست بدارد و اين حالت را از او بدانم و ببينم،گوش شنوايش، چشم بينايش، زبان گويايش و قلب دريابنده اش شوم. پس چون چنين شود ، پرداختن به جز مرا منفورِ او مى گردانم ، فكرش را دوام مى بخشم و شبش را به شب زنده دارى و روزش را به روزه دارى خواهم گذرانْد . اى يحيى ! من همنشين قلبش و نهايت اميد و آرزويش هستم و هر روز و هر ساعت به او مى بخشم . پس به من نزديك مى شود و من به او نزديك مى شوم ، سخنش را مى شنوم و زارى اش را پاسخ مى دهم . به عزّت و جلالم سوگند كه او را منزلتى خواهم داد كه پيامبران و رسولان ، به سبب آن بر او رشك خواهند برد . سپس به مُنادى اى فرمان مى دهم كه ندا كند : اين ، فلانى پسر فلانى است ؛ ولىّ و دوست صميمى خداست و برگزيده اش از ميان خلقش . خداوند ، او را به زيارت خود خوانده است تا سوز درونش را با ديدار رخسار بزرگوار خويش شفا بخشد».