دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٩
١٣٠٦.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان { فريفته مشو ، كه دوستدار را نشانه هايى است / و از نجواى محبوب ، نزدش نامه هايى . } { از جمله آن دلايل ، خُرّمى اوست ، به هر آن بلايى كه دچارش مى شود/ و شادمانى اوست ، به هر آنچه محبوب مى كند . } { لذا منع از سوى محبوب ، خود ، بخششى نيك است/ و فقر ، گراميداشت و لطفى بى درنگ . } { نشانه ديگرِ آن دوستدار ، اين كه هر چه بر سرش فرود مى آيد/ خود را نگاه مى دارد و ساده زندگى مى نمايد . } { نشانه ديگر ، آن كه او را جامه به كمر بسته/ بر كناره آب و آماده هر كار مى بينى. } { نشانه ديگر ، بى رغبتى اوست / به آنچه از سراى ذلّت و نعمتِ گذرا مى بينى . } { نشانه ديگر ، آن است كه عزمش / بر فرمانبرى محبوبْ استوار است؛ گرچه سرزنشگر ، پافشارى كند . } { نشانه ديگر ، آن است كه بر اثر شوقش/ همچون بيمارى به چشم مى آيد كه قلبش [از شدّت تشنگى ]مى سوزد . } { نشانه ديگر ، آن است كه به سبب اُنس با محبوب/ از هر چيزى كه او را از محبوب بازدارد ، مى رمد . } { نشانه ديگر ، آن است كه در ميان مردم ، مى خندد/ امّا قلبش چون عزيزْ از دست دادگان ، غمگين است . } { نشانه ديگر ، اندوه و مويه اوست در پناهِ/ تاريكى هاى شب ، كه هيچ چيزْ او را از آن ، باز نمى دارد . } { نشانه ديگر ، آن است كه شيفته برآوردنِ/ درخواست كسى است كه از آن بهره مند مى شود . } { نشانه ديگر ، آن است كه چون عاقلى / او را در كار زشتى ببيند ، گريانش مى يابى . } { نشانه ديگر ، آن است كه او را پويا/ در راه جهاد و هر كار با فضيلتى مى بينى. } { نشانه ديگر ، آن است كه او را مى بينى/ كه همه كارها را به فرمان رواى عادلى سپرده است . }