دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٩
١٢٩٥.امام صادق عليه السلام : امام سجاد عليه السلامدر كار عبادت ، بسيار مى كوشيد . روز را روزه دار بود و شب را شب زنده دار . اين كار به بدنش زيان زد . از اين رو به او گفتم : پدر ! اين پيوستگى و خستگى در عبادت ، تا كى و براى چيست ؟ فرمود : «بدين ترتيب ، با پروردگارم دوستى مى كنم ، تا مرا به خود ، نزديك سازد» .
١٢٩٦.المحجّة البيضاء ـ به نقل از عمر ـ : پيامبر صلى الله عليه و آله به مُصعَب بن عُمَير كه پيش مى آمد و پوستين گوسفندى بر خود پيچيده بود، نگريست و فرمود : «به اين مرد بنگريد كه خداوند ، قلبش را روشن ساخته است . او را ديده بودم كه كنار پدر و مادرش بود و آنان بهترين خوراك و نوشيدنى را به او مى خوراندند و مى نوشاندند؛ امّا محبّت خدا و پيامبرش او را به اين حالى كه مى بينيد ، درآورده است» .
ر . ك : ص ٦٠٣ (محبوب شدن در ميان دوستان خدا) .
٥ / ٢
دوستى نيكى و نيكان
١٢٩٧.السنّة ابن ابى عاصم ـ به نقل از عبداللّه بن مسع نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهبوديم كه سوارى آمد و مَركب خود را كنار پيامبر صلى الله عليه و آله نشاند و گفت : اى رسول خدا ! من از فاصله هفت [شب راه] به سويت آمده ام . بدنم را خسته كرده ام ، شب را به بيدارى و روز را به تشنگى گذرانده و مَركبم را خسته كرده ام تا از تو درباره دو خصلت كه خواب شبانه را از من ربوده است ، بپرسم . پيامبر صلى الله عليه و آلهبه او فرمود : «نامت چيست ؟» . گفت : زيدُ الخَيل (زيدِ اسبْ يار) . فرمود: «تو زيد الخير (زيدِ نيكْ يار) هستى. بپرس كه چه بسا دشوارى اى كه درباره اش پرسش شده [و پاسخ گرفته شده ]است». گفت: از تو درباره نشانه خداوند متعال در كسى كه او را مى خواهد و نشانه اش در آن كه او را نمى خواهد ، مى پرسم . فرمود: «شب را چگونه به صبح آوردى؟». گفت : در حالى به صبح آوردم كه نيكى را و هر كه آن را انجام دهد ، دوست دارم و اگر خودم آن را انجام دهم ، يقين به پاداشش دارم و اگر آن را از دست بدهم ، احساس علاقه به آن مى كنم . پيامبر صلى الله عليه و آلهبه او فرمود : «هان ! اين همان نشانه خداوند است در كسى كه [خدا] او را مى خواهد ، و امّا نشانه اش در آن كه او را نمى خواهد ، اين است كه اگر تو را براى كارهاى ديگرى [جز نيكى ]مى خواست ، تو را براى آنها آماده مى كرد و باكش نبود كه در كجا تباه گردى!» .