دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٧
١٢٤٧.امام على عليه السلام : دو تن هستند كه از دشمن ترينِ خلق در نزد خدايند : آن كه خداوند ، او را به خود وا گذاشته است و در نتيجه ، از راه راست منحرف شده ، شيفته سخنى بدعت آميز گشته و دلبسته روزه و نماز شده است . پس او مايه فريفتگى فريب خوردگان است و از راه هدايتِ پيشينيان خود ، گم راه گشته و گم راه كننده كسى است كه در زمان حياتش و پس از مرگش از او پيروى كند و باركشِ گناهان ديگران و در گروِ گناه خود است. و ديگرى آن كه جهلى از مردمان جاهل ، گرد آورده و راهى تاريكى هاى فتنه است . مردم نمايان ، او را عالم ناميده اند ، حال آن كه حتّى يك روز نيز در فضاى علم ، به سلامتْ نزيسته است .
١٢٤٨.امام على عليه السلام : از دشمن ترينِ مردم در نزد خداوند متعال ، بنده اى است كه خداوند ، او را به خود وانهاده و او از راه راست ، منحرف شده است و بى راهنما پيش مى رود . اگر براى كِشتِ دنيا خوانده شود ، دست به كار مى شود و اگر براى كِشتِ آخرت خوانده شود ، تنبلى مى كند؛ گويى آنچه انجام داده ، بر او واجب است و آنچه در آن سستى كرده ، از او برداشته شده است .
١٢٤٩.امام على عليه السلام : دشمن ترينِ آفريدگان در نزد خداوند ، غيبت كننده است .
١٢٥٠.امام على عليه السلام : منفورترينِ بندگان در نزد خداوند سبحان ، كسى است كه جز در انديشه شكم و شرمگاهش نيست .
١٢٥١.امام على عليه السلام : دورترين آفريدگانِ از خداوند متعال ، دولتمند بخيل است .
١٢٥٢.امام على عليه السلام : منفورترينِ بندگان در نزد خداوند ، فقيرِ متكبّر ، پيرِ زناكار و عالمِ بدكار است .