دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٧
١١١٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از مطرف بن عبداللّه بن شخّ حديثى از ابوذر برايم نقل كرده بودند و من دوست داشتم او را ببينم . پس چون او را ديدم ، به او گفتم : اى ابوذر ! از تو حديثى برايم نقل كرده اند كه دوست داشتم تو را ببينم و درباره آن از تو بپرسم . ابوذر گفت : «اينك ديدى . پس بپرس» . گفتم : شنيده ام كه مى گويى : پيامبر خدا فرمود : خداوند عز و جل ، سه تن را دوست دارد و سه تن را دشمن مى دارد ؟ گفت : «آرى ، گمان ندارم كه به دوستم محمد صلى الله عليه و آلهدروغ مى بندم» ، و اين جمله را سه بار تكرار كرد . گفتم : آن سه تن كه خداوند دوستشان دارد ، كيان اند ؟ گفت : «مردى كه در راه خدا مى جنگد . پس براى جهاد و به انتظار پاداشِ خدا ، با دشمن روياروى مى شود و پيكار مى كند تا كشته شود . شما نيز در كتاب خداوند عز و جل در اين باب مى خوانيد : «خداوند ، كسانى را كه در راهش چون صفى مى جنگند ، دوست دارد» ؛ و مردى كه همسايه اش او را مى آزارد و او بر آزارش شكيبايى مى ورزد و انتظار پاداش از خدا دارد . پس خداوند او را با مرگ يا زندگى از اين آزار ، ايمن مى گرداند ؛ و مردى كه همراه مردمى است . پس در حركت هستند تا آن كه خواب يا چرت بر آنان چيره مى شود و آنان ، آخر شب [براى خواب ]فرود مى آيند ، امّا او به وضو و نمازش مى پردازد» .