دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٠
شما پذيرفته است و هركه قصدِ او كند ، به شما روى مى آورد. بر همين اساس ، امام صادق عليه السلام براى دستيابى به حقيقت نماز و بهره گيرى كامل از اين بهترين وسيله سلوك الى اللّه ، مى فرمايد : إذا قُمتَ إلَى الصَّلاةِ فَقُل : اللّهُمَّ! إنّي اُقَدِّمُ إلَيكَ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آلهبَينَ يَدَي حاجَتي وأتَوَجَّهُ بِهِ إلَيكَ ، فَاجْعَلني بِهِ وَجيها عِندَكَ فِي الدُّنيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ المُقَرَّبينَ ، اِجعَل صَلاَتِي بِهِ مَقبُولَةً ، وَذَنبي بِهِ مَغفُورا ، وَدُعَائي بِهِ مُستَجابا ، إنَّكَ أنتَ الغَفُورُ الرَّحيم. [١] هرگاه به نماز ايستادى ، بگو : بارالها! من محمد صلى الله عليه و آلهرا براى برآوردن حاجتم به درگاهت مى آورم و به وسيله او به تو روى مى آورم . پس به سبب او مرا در دنيا و آخرت ، نزدت آبرومند و از مقرّبان قرار ده . نمازم را به سبب او مقبول ، گناهم را آمرزيده و دعايم را مستجاب قرارده كه تويى بخشاينده مهربان .
ب ـ احسان به خلق
يكى از شرايط مهم پذيرفته شدن نماز و بهره گيرى از آثار و انوار و بركات آن كه در متون اسلامى بر آن تأكيد شده، زكات است . قرآن كريم در كنار نماز ، مردم را به پرداختن زكات دعوت كرده است . امام رضا٧ درباره راز اين اقتران مى فرمايد : إنَّ اللّه َ عز و جلأمَرَ بِثَلاثَةٍ مَقرُونٌ بِها ثَلاثَةٌ اُخرى : أمَرَ بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ ، فَمَن صَلّى ولَم يُزَكِّ لَم تُقبَل صَلاتُهُ . [٢] خداوند عز و جلسه چيز را قرين سه چيز ديگر قرار داد : به نماز و زكات فرمان داد . پس هركه نماز بخواند ، امّا زكات نپردازد ، نمازش پذيرفته
[١] اشاره اى به آيه : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَـهِدُواْ فِى سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(مائده ، آيه ٣٥) . [٢] اهل بيت در قرآن و حديث : ويژگى هاى اهل بيت (١ / ١٢) .[٣] كتاب من لا يحضره الفقيه : ٢ / ٦١٥ (زيارت جامعه كبيره) .[٤] الكافى : ٣ / ٣٠٩ / ٣ .[٥] بحار الأنوار : ٩٦ / ١٢ / ١٧ به نقل از الخصال .[٦] مشكاة الأنوار : ٤٦ / ٢١٢ .[٧] معانى الأخبار : ١٥٣ / ١ .[٨] الإختصاص : ٢٤٣ .[٩] بحار الأنوار : ٣٢ / ٣٥٦ / ٣٣٧ به نقل از شرح نهج البلاغة .[١٠] در وصيّت نامه اخلاقى امام(ره) به فرزندش آمده است : «پسرم! از بار مسئوليت انسانى كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است ، شانه خالى مكن ...» (صحيفه نور : ٢٢ / ٣٥٩) .[١١] ر . ك : ص ٢٥٩ ح ٦٤٨ .