دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧
٩٩٠.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ : بارالها ! ... ديده دل هايمان را از آنچه مخالف دوستى توست ، كور گردان .
٩٩١.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ : بارالها ! ... مرا به كاهِلى در عبادتت ، كورى از راهت و بيرون شدن از طريق محبّتت ، مبتلا مكن .
٩٩٢.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ : بارالها ! ما را از كسانى قرار ده كه درختان شوق به تو در بوستان سينه هايشان آراسته شد و آتش محبّتت، دل هايشان را بى قرار ساخت. پس آنان در آشيانه هاى انديشه ها جاى گرفته اند و در باغ هاى قرب و مكاشفه مى خرامند و از حوض هاى محبّت ، با جام هاى ملاطفت مى نوشند و به سرچشمه هاى صفا و يك رنگى وارد مى شوند .
٩٩٣.امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ : بارالها ! بر محمّد و آل محمّد ، درود بفرست و مرا همنشين آنان قرار ده و ياور آنان ساز و با شوق به سويت و توفيق انجام دادن آن عملى كه دوست مى دارى و خشنود مى شوى ، بر من منّت بگذار ، كه تو بر هر چيزى توانايى و اين كار ، بر تو آسان است .
٩٩٤.امام صادق عليه السلام ـ در دعايش به هنگام رسيدن [خدايا! ]بر محمّد و آل محمّد ، درود بفرست و قلبم را به شكوهمندىِ جايگاهت مشغول بدار و محبّتت را بر آن بفرست، تا در حالى ديدارت كنم كه از رگ هاى گردنم، خونْ بيرون مى زند .