دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١
٨٩٤.اُسد الغابة ـ به نقل از عبداللّه بن عمرو ـ : ابو رَزين پرسيد: اى پيامبر خدا ! ايمان چيست ؟ فرمود: «ايمان ، آن است كه هيچ چيز نزدت محبوب تر از خدا و پيامبرش نباشد . ايمان ، آن است كه اگر تو را بگيرند و به آتش بسوزانند ، نزدت محبوب تر از آن باشد كه براى خداى عز و جل ، شريكى قرار دهى . ايمان ، آن است كه بيگانه اى را [كه هيچ پيوند خويشى با تو ندارد] ، تنها براى خدا دوست بدارى» .
٨٩٥.إرشاد القلوب : منقول است كه نوجوانى كه هنوز به سنّ بلوغ نرسيده بود به پيامبر صلى الله عليه و آلهسلام كرد و از خوش حالىِ ديدن ايشان ، چهره اش گشاده گشت و لبخند زد . حضرت به او فرمود : «اى جوان ! مرا دوست دارى ؟» . گفت : اى پيامبر خدا ! به خدا قسم ، آرى ! فرمود : «همچون چشمانت ؟» . گفت : بيشتر . فرمود : «همچون پدرت ؟» . گفت : بيشتر . فرمود : «همچون مادرت ؟» . گفت : بيشتر . فرمود : «همچون خودت ؟» . گفت : اى پيامبر خدا ! به خدا قسم ، بيشتر . فرمود : «همچون پروردگارت ؟» . گفت : خدا را ، خدا را ، خدا را ، اى پيامبر خدا! كه اين مقام ، نه براى توست و نه ديگرى . در حقيقت ، تو را براى دوستى خدا ، دوست مى دارم . در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آلهبه همراهان خود روى كرد و فرمود : «اين گونه باشيد . خدا را به سبب احسان و نيكى اش به شما دوست بداريد و مرا براى دوستى خدا ، دوست بداريد» .