دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥١
٨٦٣.الأمالى مفيد ـ به نقل از عبدالرزاق بن قَيس رَحب همراه على بن ابى طالب عليه السلامبر درِ قصر (دارُ الحكومه) نشسته بوديم كه تابش خورشيد ، امام را به پناه بردن به داخل قصر ، ناگزير ساخت . حضرت برخاست تا داخل شود كه مردى از قبيله هَمْدان ، چنگ در پيراهن ايشان زد و گفت : «اى امير مؤمنان! برايم حديثى جامع بازگو تا خداوند ، بدان سودم دهد . حضرت فرمود : «آيا اين سود ، در احاديثِ بسيار نيست ؟» . گفت : چرا ؛ ولى مى خواهم حديثى جامع ، برايم بازگويى . حضرت فرمود : «دوستم ، پيامبر خدا ، برايم اين حديث را گفت : من و شيعيانم ، سيراب و سيراب شده ، با چهره هاى سپيد بر حوض [كوثر] ، وارد خواهيم شد . دشمنان ما نيز تشنه لب و تشنه كام و با چهره هاى سياه ، بر حوض [كوثر] ، وارد خواهند شد} . اين حديث را با كوتاهى اش به جاى حديثى بلند برگير . تو همراه كسى هستى كه دوستش مى دارى و بهره ات ، همان است كه به دست آورده اى. اينك اى برادر هَمْدانى! رهايم كن». سپس حضرت، داخل قصر شد .
٩ / ٣
پيامدهاى ناخوشايند دوستى
٨٦٤.رسول خدا صلى الله عليه و آله : دوست داشتنِ چيزى ، [نسبت به كاستى هاى آن ،] كور و كرت مى سازد .
٨٦٥.امام على عليه السلام : ديده دوست ، از [ديدن ]عيب هاى محبوب ، نابينا و گوشش از [شنيدن ]زشتى نقص هايش ناشنواست .