دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧
٧٦٦.صحيح مسلم ـ به نقل از جابر ـ : دو جوان به جان يكديگر افتادند ؛ يكى از مهاجران و ديگرى از انصار . آن جوان مهاجر ـ يا برخى از مهاجران ـ فرياد زد : اى مهاجران ! كمك كنيد! . و آن جوان انصارى نيز بانگ زد : اى انصار! كمك كنيد! . پيامبر خدا بيرون آمد و فرمود : «اين بانگ اهل جاهليّت ، چيست ؟» . گفتند : اى پيامبر خدا! چنين نيست . دو جوان به جان يكديگر افتادند و اين يك ، از پشت بر ديگرى حمله ور شد . حضرت فرمود : «[در اين دعوا] چيز مهمى پيش نيامد ؛ اما انسان بايد برادرش را يارى كند ؛ چه ستمكار باشد و چه ستمديده . اگر ستمكار باشد ، او را بازدارد كه همين ، يارى اوست و اگر ستمديده باشد ، او را [عليه ستمكار ، ]يارى نمايد» .
ه ـ كمك
٧٦٧.رسول خدا صلى الله عليه و آله : تا وقتى كه بنده در پىِ كمك كردن به برادرش است ، خداوند نيز به او كمك مى كند .
٧٦٨.رسول خدا صلى الله عليه و آله : تا وقتى كه بنده در پى كمك كردن به برادرش است ، خداوند ، همواره كمكْ كار اوست . خداوند ، كمك كردن به شخص اندوهگين و ياريخواه را دوست دارد .
٧٦٩.امام على عليه السلام : هرگاه [بذر ]دوستى روييد ، كمك رساندن به يكديگر و پشتيبانى از يكديگر ، واجب مى گردد .