دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
٧٤٧.امام صادق عليه السلام : چون امير مؤمنان بر منبر بالا مى رفت ، مى فرمود : «شايسته مسلمان ، آن است كه از برادرى با سه تن بپرهيزد : بدكارِ بى شرم ، احمق و دروغگو . امّا بدكارِ بى شرم ، رفتار خود را برايت مى آرايد و دوست دارد كه تو نيز چون او باشى ، در كار دين و قيامتت به تو كمك نمى كند و نزديك شدن به او ، مايه جفا و سخت دلى است و رفت و آمدش ننگى است براى تو . امّا احمق ، تو را به خيرى راهنمايى نمى كند ، و گرچه خود را رنجه و خسته كند ، انتظار آن كه بدى را از تو دور كند ، از او نمى رود و چه بسا بخواهد به تو سودى برساند ، امّا به تو ضرر بزند ؛ پس مرگش بهتر از زندگى اش و خاموشى اش بهتر از سخن گفتنش و دورى اش بهتر از نزديكى اش است . امّا دروغگو ، با او زندگى برايت گوارا نخواهد بود . سخنت را پيش ديگران مى برد و سخن ديگران را نزد تو مى آورد . هرگاه دروغى ببافد و آن را به سر رساند ، آن را با دروغ ديگرى همچون آن ، درمى پيوندد ، تا آن جا كه گاه ، سخنِ راست مى گويد ؛ امّا تصديقش نمى كنند . ميان مردم ، با دشمنى جدايى مى اندازد و در دل ها تخم كينه مى كارد . پس ، از خداى عز و جلبترسيد و خود را بپاييد» .
٧ / ٥
آنچه سزاوار دوستى نيست
قرآن
(چون شبْ او را فرو گرفت ، ستاره اى ديد . گفت : «اين ، پروردگار من است» و چون [ستاره ]غروب كرد ، گفت : «غروب كنندگان را دوست ندارم») .
(براى مردم ، دوستىِ خواستنى ها (از زنان ، فرزندان ، هميان هاى زر و سيم و اسبانِ داغ خورده و چارپايان و زراعت) ، آراسته شده است . همه اينها متاع زندگى دنياست ، حال آن كه بازگشتگاه خوب ، نزد خداست» .