دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢
حق انتخاب دوست
اشكالى كه در زمينه ساماندهى جامعه مبتنى بر محبّت قابل طرح است ، اين است كه آيا اسلام ، اجازه مى دهد انسان با هركس كه خواست ، دوست شود ؟ آيا در اسلام ، انسان حق دارد با كسانى كه به انحرافات اعتقادى ، اخلاقى و عملى مبتلا هستند ، پيوند محبّت برقرار كند ؟ و اگر حق ندارد ، چگونه مى توان ادّعا كرد كه اسلام ، دين محبّت است و جامعه آرمانىِ آن ، جامعه اى مبتنى بر محبّت است ؟
منطق عقل و فطرت در دوستى
پاسخ اين است كه منطق اسلام در دوستى و دشمنى ، مانند ساير امور ، منطق عقل و فطرت است . عقل و فطرت انسان ، زيبايى را دوست مى دارد و زشتى را دشمن . اسلام نيز در باب دوستى و دشمنى ، چيزى جز اين نمى گويد . به همان ميزان كه دوست داشتن زيبايى ها براى انسان و جامعه انسانى ، سازنده و تكامل آفرين است ، علاقه به زشتى ها و پليدى ها ، ويرانگر و خطرناك است . از اين رو ، خدايى كه اسلام به جامعه انسانى معرّفى مى كند ، زيباست و زيبايى را دوست دارد و زشتى و پليدى را دشمن مى دارد. در منطق خداپرستان راستين كه همان منطق عقل و فطرت است ، انسان بايد دوست زيبايى ها و دشمن زشتى ها باشد . بى ترديد ، دوستى با كسانى كه به بيمارى هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى مبتلا هستند ، موجب سرايت بيمارى مى گردد و هيچ منطقى نمى تواند آن را تجويز كند و از اين رو ، مبتنى بودن جامعه آرمانى در اسلام بر محبّت ، بدين معنا نيست كه اسلام ، بر خلاف منطق عقل و فطرت ، اجازه مى دهد زشتى ها و بيمارى هاى فرهنگى و اجتماعى ، فراگير شود؛ بلكه درست به عكس ، اسلام مى خواهد با مبارزه با اين بيمارى ها جامعه اى بسازد كه چيزى جز محبّت ، بر آن حاكم نباشد ،