دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١
٥١١.رسول خدا صلى الله عليه و آله : هركه در دلش نسبت به برادرش محبّتى داشته باشد و او را از آن باخبر نكند ، به او خيانت كرده است .
٥١٢.سنن أبى داوود ـ به نقل از اَنَس ـ : مردى نزد پيامبر خدا بود كه مردى ديگر بر ايشان گذشت . آن مرد گفت : اى پيامبر خدا ! من اين مرد را [كه گذشت ، ]دوست مى دارم . پيامبر صلى الله عليه و آلهبه او فرمود : «آيا با خبرش كرده اى ؟» . گفت : نه . فرمود : «او را باخبر كن» . پس ، خود را به آن مرد رساند و گفت : من تو را در راه خدا دوست مى دارم . آن مرد گفت : آن كه مرا براى او دوست مى دارى ، نيز دوستت بدارد .
٥١٣.المحاسن ـ به نقل از مجاهد ـ : مردى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آلهمرا ديد و از پشت ، شانه ام را گرفت و گفت : هان! من تو را دوست دارم . پاسخ داد[م] : آن كه مرا براى او دوست مى دارى ، دوستت بدارد! . آن مرد گفت : اگر نبود كه پيامبر خدا فرمود : «هرگاه كسى ، كسى را دوست داشت ، باخبرش كند كه دوستش مى دارد» ، تو را [از محبّتم ]باخبر نمى كردم .
٥١٤.رسول خدا صلى الله عليه و آله : هرگاه يكى از شما مصاحبش را دوست مى داشت ، به خانه اش برود و باخبرش كند كه او را براى خدا دوست مى دارد .
٥١٥.المحاسن ـ به نقل از ابو البلاد ـ : امام باقر و امام صادق عليهماالسلام در مسجد نشسته بودند كه مردى گذشت. يكى از همنشينان ايشان گفت : به خدا سوگند ، من اين مرد را دوست مى دارم . امام باقر عليه السلامفرمود : «هان ! باخبرش كن ، كه [اين كار ، ]دوستى را پايدارتر مى كند و براى انس گرفتن ، بهتر است» .