دوستي در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
عداوت ، نه تنها مانع پيشرفت جامعه در زمينه هاى گوناگون است؛ بلكه در بهره بردارى از امكانات موجود نيز اِخلال مى نمايد و از اين رو ، جامعه اى كه گرفتار اين آفت خطرناك شود ، راهى جز انحطاط و سقوط در پيش ندارد . بر اين اساس ، دينى كه خود را بر پايه محبّتْ استوار مى داند ، عداوت را ضدّ دين [١] معرّفى مى كند ، چنان كه پيامبر اكرم ، فرموده اند : إنَّ شرّ النّاس مَن يُبغِضُ النّاسَ ويُبغِضونَهُ . [٢] بدترينِ مردم ، كسانى هستند كه دشمن مردم اند و مردم ، دشمن آنها.
برنامه هاى اسلام براى ايجاد الفت و محبّت
اسلام ، براى آن كه جامعه از شيرينى و بركات نعمت محبّت بهره بردارى كند و از خطرها و آفات عداوت ، مصون بماند ، به موعظه و توصيه هاى اخلاقى اكتفا نكرده ، بلكه براى ايجاد الفت و محبّت و پيشگيرى از كينه و محبّت ، برنامه و قانون دارد . در اسلام، آنچه موجب دوستىِ مردم با يكديگر مى شود، به عنوان تكليف و وظيفه وجوبى يا استحبابى شناخته شده ، و آنچه به بغض و عداوت مردم نسبت به يكديگر مى انجامد ، به صورت حكم تحريمى و يا تنزيهى ، ممنوع گرديده است . آنچه در بخش اوّل اين كتاب درباره اسباب محبّت و آداب و حقوق آن آمده است ، در واقع ، برنامه هاى اسلام براى ايجاد پيوند دوستى ميان مردم و تحكيم و تقويت آن ، و آنچه درباره موانع محبّت و عوامل بغض مطرح شده ، برنامه هاى عملى اسلام در جهت پيشگيرى از خطرهاى عداوت است .
[١] ر . ك : فصل دوم از بخش اول (دشمنى با يكديگر) و ص ٦١ (ح ١٠٣ و ١٠٤) .