حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧
وكيل، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، برگرفته ها از ريشه «وكل» ٥٥ بار به خداى سبحان نسبت داده شده است و صفت «وكيل» ، شش بار مانند اين آيه : «خدا حمايتگرى بسنده است» ، سه بار به صورت : «حمايتگر هر چيزى است» ، دو بار به صورت : «بر آنچه مى گوييم، حمايتگر است» ، يك بار به صورت : «خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است» ، يك بار به صورت : «او را وكيل بگير» ، و يك بار به صورت : «كه جز مرا حمايتگر نگيريد» ، به كار رفته است . همان طور كه در بحث لغوى گفته شد ، صفت «وكيل» ، هم مى تواند به صورت مفعولى (به معناى شخصى كه كارها به او واگذار مى شود) باشد ، و هم به صورت فاعلى (به معناى نگهدار ، سرپرست ، ضامن و بسنده) . از جهت ديگر ، صفت وكيل را مى توان از جهت تكوينى و تشريعى مورد توجّه قرار داد . وكيل بودن خدا ، به لحاظ تشريعى ، به اين معناست كه مؤمنان ، امور خود را به خدا واگذار مى كنند و به او اعتماد مى ورزند و از آموزه هاى رسولان او پيروى مى كنند . اين سخن خداى متعال : «اوست پروردگار خاور و باختر . خدايى جز او نيست . پس ، او را كارسازِ خويش اختيار كن» ، به اين نوع از وكالت اشاره دارد . وكيل به لحاظ تكوينى نيز به اين معناست كه امور موجودات از لحاظ تكوينى ، يعنى آفرينش و نگهدارى و تدبير ، در دست خداست . اين نوع وكالت ، ارتباطى با اراده و اختيار انسان ها ندارد ، و خدا ، اين نوع وكالت را نسبت به همه چيز دارد . آيه كريمِ : «و او حمايتگر هر چيزى است» ، بر وكالت تكوينى خداى متعال ، دلالت مى كند .