حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٣
ولى ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، برگرفته ها از ريشه «ولىّ» ، ٤٦ بار به خدا نسبت داده شده است و صفت «ولىّ» به صورت مفرد و جمع ، ٢٣ بار به كار رفته است : در هفت آيه ، صفت «ولىّ» همراه با صفت «نصير» به خدا اختصاص داده شده است ، همان طور كه در چهار آيه ، «سرپرستى» ، در خداى متعال منحصر شده است . ده آيه خدا را سرپرستِ مؤمنان و گروه خاصّى از مردم ، ذكر كرده است و در يك آيه ، صفت «ولىّ» همراه با صفت «حميد» و در يك آيه ، جمله «خدا ، براى سرپرستى ، بسنده است» آمده است . در آيات و احاديث ، وقتى صفت «ولىّ» به خدا نسبت داده مى شود ، مقصود ، اين است كه او سرپرست كارهاست . در مورد مناسبت اين معنا با معناى اصلى ريشه «ولىّ» ، يعنى قُرب و نزديكى ، چنين مى نمايد كه ميان ولىّ به معناى فاعل (سرپرست) و ولىّ به معناى مفعول (سرپرستى شده / فرمان بردار) نزديكى وجود دارد ؛ زيرا ولىّ به معناى مفعول ، از ولىّ به معناى فاعل ، دنباله روى مى كند و ميان آن دو ، فاصله و جدايى نمى افتد ؛ بلكه در واقع ، ميان اين دو ، رابطه سرپرستى و فرمان بردارى دوستانه و مبتنى بر اعتقاد وجود دارد . در آيات و احاديث ، گاه ولايت (سرپرستى) ، در خدا منحصر شده است كه در واقع ، سرپرستى خدا نسبت به همه موجودات ، مورد نظر است ؛ امّا گاه ، سرپرستى خدا مختصّ عدّه اى خاص (مثل مؤمنان) دانسته شده است . در اين باره مى توان گفت : ولايت خدا به دو قسم ولايت عام و ولايت خاص ، تقسيم مى شود . ولايت عامّ خداى سبحان ، شامل همه موجودات مى شود ؛ چرا كه خدا ، سرپرست همه موجودات جهان است ؛ امّا ولايت خاصّ خدا ، تنها شامل كسانى مى شود كه با خشنودى ، ولايت شرعى خدا را قبول كرده اند و از فرمان هاى او پيروى مى كنند ، و خدا نيز از طريق فرستادن پيامبران و شريعت ها و نيز امدادهاى خاص ، سرپرستى خود را در باره اين افراد ، اجرا مى كند .