حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣
قرآن
«فرمان روايىِ آسمان ها و زمين ، از آنِ اوست . زنده مى كند و مى ميراند، و او بر هر چيزى تواناست» .
«آيا از [ حالِ ] آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود [ و بدان مى نازيد و ] با ابراهيم درباره پروردگارش محاجّه [ مى] كرد، خبر نيافتى؟ آن گاه كه ابراهيم گفت: «پروردگار من ، همان كسى است كه زنده مى كند و مى ميرانَد» . گفت: «من [ هم ] زنده مى كنم و [ هم ] مى ميرانم» . ابراهيم گفت: «خدا [ ىِ من ] ، خورشيد را از خاور برمى آورَد، تو آن را از باختر برآور» . پس آن كس كه كفر ورزيده بود ، مبهوت ماند. و خداوند ، قوم ستمكار را هدايت نمى كند. يا چون آن كس كه به شهرى كه بام هايش يكسر فرو ريخته بود، عبور كرد [ و با خود مى] گفت: «چگونه خداوند، [ اهلِ ] اين [ ويرانكده ] را پس از مرگشان زنده مى كند؟» . پس خداوند، او را [ به مدّت ]صد سال ميرانْد. آن گاه او را برانگيخت [ و به او ] گفت: «چه قدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز يا پاره اى از روز را درنگ كردم» . گفت: «[ نه ] بلكه صد سال درنگ كردى . به خوراك و نوشيدنىِ خود بنگر [ كه طعم و رنگِ آن ] تغيير نكرده است، و به درازگوش خود نگاه كن [ كه چگونه متلاشى شده است. اين ماجرا براى آن است كه هم به تو پاسخ گوييم ] و هم تو را [ در مورد معاد ]نشانه اى براى مردم قرار دهيم. و به [ اين ] استخوان ها بنگر كه چگونه آنها را برداشته ، به هم پيوند مى دهيم ، سپس گوشت بر آن مى پوشانيم» . پس هنگامى كه [ چگونگىِ زنده ساختن مُرده ]براى او آشكار شد، گفت: «[ اكنون ]مى دانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست». و [ ياد كن ] آن گاه كه ابراهيم گفت: «پروردگارا! به من نشان ده چگونه مُردگان را زنده مى كنى؟» . فرمود: «مگر ايمان نياورده اى؟» . گفت: «چرا ؛ ولى تا دلم آرامش يابد». فرمود: «پس چهار پرنده برگير و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان . سپس بر هر كوهى پاره اى از آنها را قرار ده . آن گاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى آيند ؛ و بدان كه خداوند ، توانا و حكيم است»» .