حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٧
٢١٤٣.الطبقات الكبرى ـ به نقل از حمزة بن عبد اللّه بن عُتبَه ـ: در پيامبر صلى الله عليه و آله خصلت هايى وجود داشت كه در پادشاهان نبود : هر انسانى از سفيد و سياه ، ايشان را دعوت مى كرد ، دعوتش را مى پذيرفت . گاه خرمايى را روى زمين مى ديد و آن را بر مى داشت و با اين كه مى ترسيد از خرماهاى صدقه باشد ، به دهان مى گذاشت . و بر الاغ برهنه بدون پالان ، سوار مى شد .
٢١٤٤.المناقب ، ابن شهر آشوب : پيامبر خدا . . . با تهى دستان مى نشست و با مستمندان ، غذا مى خورد .
٢١٤٥.الطبقات الكبرى ـ به نقل از يزيد بن عبد اللّه بن قسيط ـ: اصحاب صُفّه ، گروهى از اصحاب پيامبر خدا بودند كه خانه نداشتند و به روزگار پيامبر خدا ، در مسجد مى خوابيدند و روزها در سايه آن ، پناه مى گرفتند و جايى جز مسجد نداشتند . پيامبر صلى الله عليه و آله شب ها به هنگام غذا خوردن ، آنان را فرا مى خواند و گروهى را ميان اصحاب خود ، تقسيم مى كرد كه با آنها غذا بخورند و گروهى هم با خود پيامبر صلى الله عليه و آله غذا مى خوردند ، تا اين كه خداى متعال به آنان ثروتى عنايت فرمود .
٢١٤٦.مكارم الأخلاق ـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا در ميان اصحاب خود ، به طورى مى نشست كه وقتى غريبه اى وارد مى شد ، تا نمى پرسيد ، متوجّه نمى شد كدام يك از آنها پيامبر خداست . از اين رو ، ما از ايشان خواهش كرديم در جايى بنشيند كه اگر غريبه اى وارد شد ، ايشان را بشناسد . پس ، سكّويى از گِل درست كرديم و ايشان روى آن مى نشست و ما هم در دو طرف ايشان مى نشستيم .
٢١٤٧.مكارم الأخلاق ـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و با ترس و لرز ، شروع به صحبت با ايشان كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرام باش . من كه پادشاه نيستم» .