حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٥
ف ـ خشمگين نشدن براى خويش
٢١٨١.امام على عليه السلام ـ در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: براى ستمى كه بر خودش مى رفت ، انتقام نمى گرفت ، مگر آن گاه كه حرمت هاى خداوند ، هتك مى شد . در اين هنگام ، براى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ خشم مى گرفت .
٢١٨٢.امام حسن عليه السلام ـ به نقل از دايى خود ، هند بن ابى هاله تميمى {-١-: درباره اوصاف پيامبر خدا پرسيدم . گفت : . . . دنيا و امور مربوط به آن ، او را به خشم نمى آورد و هر گاه حق ، مورد بى حرمتى قرار مى گرفت ، ملاحظه هيچ كس را نمى كرد و هيچ چيزى جلو خشم او را نمى گرفت تا اين كه انتقام حق را مى گرفت . هرگز به خاطر خودش خشمگين نمى شد و از كسى انتقام نمى گرفت .
٢١٨٣.امام صادق عليه السلام : در جنگ اُحُد ، مسلمانان از اطراف پيامبر خدا پراكنده شدند و پيامبر صلى الله عليه و آله به شدّت ، خشمگين شد . ايشان وقتى به خشم مى آمد ، قطرات عرق ، مانند دانه هاى مرواريد از پيشانى اش مى چكيدند .
٢١٨٤.صحيح مسلم ـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا ، هيچ گاه ، نه چيزى را با دست خود زد و نه زنى را و نه خدمتكارى را ، مگر هنگامى كه در راه خدا مى جنگيد . هرگز به خاطر امور شخصى ، از كسى انتقامجويى نكرد ، مگر در مواردى كه حرمت هاى الهى هتك مى شدند كه در اين صورت ، به خاطر خداوند عز و جلانتقام مى گرفت .
٢١٨٥.الطبقات الكبرى ـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا ، هرگز به خاطر خودش انتقام نگرفت ، مگر آن گاه كه به خدا بى حرمتى مى شد . در اين صورت ، براى خدا انتقام مى گرفت .
٢١٨٦.كشف الغمّة ـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا ، هر گاه از خديجه ياد مى كرد ، از تمجيد از او و طلب مغفرت براى وى خسته نمى شد . يك روز از او ياد كرد و من حسودى كردم و گفتم : خداوند ، عوض آن پيرزن را به تو داده است! ديدم پيامبر خدا به شدّت ، خشمگين شد . من از گفته خود ، پشيمان شدم و گفتم : خدايا! اگر خشم پيامبرت را برطرف سازى ، ديگر تا زنده هستم ، از خديجه به بدى ياد نخواهم كرد . چون پيامبر خدا حالت مرا ديد ، فرمود : «چگونه اين حرف را زدى؟! به خدا سوگند ، خديجه زمانى به من ايمان آورد كه همه مردم به من كافر بودند . زمانى كه همه مردم مرا از خود مى راندند ، او مرا پناه داد ، زمانى كه همه مردم مرا تكذيب مى كردند ، او مرا تصديق كرد و زمانى كه شما از فرزند محروم بوديد ، خداوند از من به او فرزند روزى كرد» . پيامبر صلى الله عليه و آله تا يك ماه ، شب و روز از خديجه برايم تعريف مى كرد (اين جملات را برايم تكرار مى كرد) .