حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٦
بر فراقت چگونه صبر كنم ؟! محبّت خدا نسبت به اين دسته ، مفهومى ديگر دارد . معنا و مفهوم واقعى اين دو نوع محبّت را تنها كسانى مى توانند درك كنند كه به آن رسيده باشند . هر سخنى در تبيين و تفسير محبّت حقيقىِ آفريده به آفريدگار و بالعكس ، ناقص و نارساست . بهترين بيان در توضيح آثار اين محبّت ، همان است كه در حديث «قرب نوافل» ، آمده است . [١] فقيه و محقّق بزرگوار ، شيخ بهايى ، درباره اين حديث مى فرمايد : سند اين حديث، صحيح است و از احاديث مشهور ميان شيعه و اهل سنّت به شمار مى رود كه آن را با تغييرى اندك در كتب صحاح خود روايت كرده اند . و در تبيين جمله «وإنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى اُحِبَّهُ ؛ او با انجام دادن نوافل ، به من نزديك و نزديك تر مى شود تا آن جا كه او را دوست مى دارم» ، مى گويد : نوافل ، همه اعمال غير واجبى است كه براى خداوند سبحان به جاى آورده مى شود ؛ ليكن تخصيص آن به نمازهاى مستحبّى، عارضى و حاصل استعمال عرف است . معناى محبّت خداى سبحان نسبت به بنده ، توفيق دادن او براى دورى جستن از سراى فريب و ترقّى به سوى عالم نور ، و انس گرفتن به خدا و وحشت از ماسواى او و يكى شدن همه انديشه ها و هموم است . يكى از عارفان مى گويد : «اگر مى خواهى مقام خود را بشناسى ، بنگر تو را در كجا جاى داده است» . و نيز در توضيح گفتار خداوند متعال در حديث قدسى كه «فَإِذا أَحبَبتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ ؛ [٢] پس چون او را دوست بدارم ، گوش شنوايش خواهم بود . . .» ، مى گويد :
[١] ر . ك : مصباح المتهجّد : ص ٨٤٧ .[٢] ر . ك : صحيح البخارى : ج ٥ ص ٢٣٨٥ ح ٦١٣٧ .