حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١
١٣٩١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! به آنچه پوشش ها از شُكوه و زيبايى تو پنهان كرده اند ، و به آنچه از درخشش كمال تو كه عرش را احاطه كرده است ، و به جايگاه عزّتمند عرشَت ، و به آنچه توانايى تو از ملكوت سلطنتت ، فرا گرفته است . . . .
١٣٩٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حِرزش [١] ـ: به خدايى پناه مى برم كه هر چيزى را فرا گرفته و چيزى او را فرا نگرفته است و او همه چيز را فراگيرنده است .
٣ / ٦٠
مُحيى ، مُميت
واژه شناسى «مُحيى» و «مُميت»
صفت «مُحيى (زنده كننده) » ، اسم فاعل از «أحيا ، يُحيى» و از ريشه «حيى» است كه بر متضادّ مرگ ، دلالت مى كند . صفت «مُميت (ميراننده) » نيز اسم فاعل از «أماتَ ، يُميتُ» و از ريشه «موت» به معناى از دست رفتن توانايى چيزى است . از همين ريشه است واژه «مَوت» كه به معناى متضادّ زندگى است . پس «مُحيى» ، بخشنده زندگى و «مُميت» ، مرگ دهنده است .
محيى و مميت ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، صفت «مُحيى» دو بار به صورت «قطعا زنده كننده مردگان است» به كار رفته است ، و «اِحياء (زنده كردن) » به صورت فعلى ، ٤٧ بار به خدا نسبت داده شده است . صفت «مُميت» در قرآن كريم به كار نرفته ؛ امّا «اِماته (ميراندن) » ، بيست بار به صورت فعلى به خدا نسبت داده شده است . در قرآن كريم ، عبارت «زنده مى كند و مى ميراند» ، نُه بار تكرار شده است ، و مضمون «خدا مردگان را زنده مى كند» ، هفت بار و معناى «بيرون آوردن زنده از مُرده» و عكس آن ، چهار بار ، و معناى «زنده كردن زمين پس از مرگ آن» ، نُه بار آمده است . قرآن و احاديث ، خدا را سرچشمه زندگى و مرگ ، ذكر كرده اند ؛ امّا زندگى و مرگ ، به دو معناى ظاهرى و معنوى آمده است : منظور از «زندگى و مرگ ظاهرى» ، زندگى و مرگ زمين و گياه و حيوان و انسان است . از آثار اين زندگى ، تغذيه ، رشد ، ادراك و توانايى است و از آثار مرگ ظاهرى ، نابودى آثار زندگى ظاهرى است . مقصود از «زندگى و مرگ معنوى» ، زندگى و مرگ دل هاست ؛ زيرا سرچشمه زندگى معنوى ، حكمت ، فضايل اخلاقى و عنايت خداوند ، و سرچشمه مرگ معنوى ، پيروى از تمايلات نفْسانى و گناهان و نادانى است . خدا ، سرچشمه زندگى و مرگ ظاهرى ، و نيز سرچشمه زندگى معنوى است ؛ امّا سرچشمه مرگ معنوى ، خود انسان و اراده سوء اوست .