حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩
تقديرات ، ثبت شده اند و بَدا ، در همين كتاب ، رخ مى دهد . براى مثال ، در كتاب محو و اثبات ، تقدير شخصى كه فقير است ، ادامه فقر او ثبت شده است ؛ ولى پس از دعاى اين شخص ، خداوند ، تقدير را عوض مى كند و بى نياز شدن شخص را در لوحِ محو و اثبات ، ثبت مى كند . اين ، در حالى است كه هر دو تقدير ، در لوحِ اُمّ الكتاب و به طريق اولى ، در علم ذاتى و ازلى خدا موجود بوده اند و هيچ تغييرى در علم ذاتى خدا رخ نمى دهد . حكمت اين تغييرات ، در بحث «حكمت بَدا» خواهد آمد . بنا بر اين ، كسانى كه لازمه «بَدا در علم» را نادانى خدا مى دانند ، ميان علم ذاتى و علم فعلى ، خلط كرده اند و معناى علم فعلى را درك نكرده اند . اين كه برخى لازمه نسبت دادن بَدا به خداوند را نادانى خدا مى دانند ، دليل ديگرى نيز دارد و آن ، قياس خدا به انسان است ؛ همان چيزى كه در مباحث اعتقادى ، بايد به شدّت از آن پرهيز كرد ؛ چرا كه به فرموده امام رضا عليه السلام : إنَّهُ مَن يَصِفُ رَبَّهُ بِالقِياسِ لا يزالُ الدَّهرَ فِى الالتِباس . [١] هر كس پروردگارش را با قياس [به بندگان] توصيف كند ، همواره روزگار در اشتباه است . براى ما انسان ها در كارهايى بَدا حاصل مى شود و به رأى جديدى مى رسيم ، كه غالبا در اثر اطّلاعات جديد و آگاهى بيشتر ماست . مخالفان بَدا ، همين حالت را در مورد خدا نيز جارى مى دانند . غفارى مى گويد : در القاموس آمده است : بدا بدواً و بدوّاً ، يعنى هويدا شد . در كار ، چيزى برايش هويدا شد ، يعنى برايش نظرى پيدا شد . پس بدا در لغت ، دو معنا دارد : يك . آشكار شدن پس از پنهان بودن، دو . پيدا شدن نظرى نو . و اين ، مستلزم جهل و به
[١] رعد : آيه ٣٩ .[٢] اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٤٩ ـ ٩٥٠ .[٣] الكافى : ج ١ ص١٤٧ ح ٨ ، التوحيد : ص ٤٤٣ .[٤] تفسير العيّاشى : ج ٢ ص ٢١٨ ح ٧١ ، بحار الأنوار : ج ٤ ص ١٢١ ح ٦٣ .[٥] تحفه اثنا عشريه : ص ٢٩٣ .[٦] بحارالأنوار : ج ٣ ص ٢٩٧ ح ٢٣ .[٧] اُصول مذهب الشيعة : ج ٢ ص ٩٣٨ ، بين الشيعة و أهل السنة : ص ٧٥ ـ ١٨٦ .[٨] بحار الأنوار : ج ٤ ص ١١١ ح ٣٠ .[٩] الكافى : ج ١ ص ١٤٨ ح ١١ ، التوحيد : ص ٣٣٤ ح ٨ .