حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧
مالك و مَلِك ومَليك ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، برگرفته هاى از ريشه «ملك» ، ٤٥ بار به خدا نسبت داده شده است . صفت مَلِك ، پنج بار ، و صفت مالك ، دو بار و صفت مليك ، يك بار در قرآن به كار رفته است . و صفت مَلِك ، دو بار همراه با صفت «حق» ، و دو بار همراه با صفت «قدّوس» ذكر شده است . برخى موارد به كار رفته صفات «ملك» و «مالك» و «مليك» در قرآن و احاديث ، عبارت اند از : «مَلِكِ النَّاسِ» ، «عندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِر» ، مَلِك الآخره والدنيا ، مَلِك العطايا ، مَلِك المحيا و الممات ، مَلِك الملكوت بقدرته ، مَلِك الملوك ، مَلِك من فى السموات و مَلِك من في الأرض ، لا مَلِك فيهما غيرك ، مَلِك السموات و الأرض ، «مَــلِكِ يَوْمِ الدِّينِ» ، مالِك نفوسهم ، إنّ مالِك الموت هو مالِك الحياة ، مالِك العطايا ، مالِك الملوك ، مالِك الملك ، مالِك كلّ شى ء و مَلِيك الحق . همان طور كه مى بينيم ، بسيارى از مواردى كه مَلِك و مالك درباره آنها به كار رفته ، هم مى توانند عين باشند و هم تدبير . براى مثال ، «مَلِك الناس» را هم مى توان «مالك اعيان مردم» معنا كرد ؛ زيرا خدا ، مالك ذات همه چيز ، از جمله انسان هاست و هم مى توان «مالك تدبير مردم» تفسير كرد . يا«مالك بخشش ها» را هم مى توان «مالك اعيان بخشش ها»تفسير كرد و هم«مالك تدبير بخشش ها» .حتّى درباره برخى موارد ، مثل «يوم الدين» ، هم تعبير مالك به كار رفته و هم مَلِك . نكته مهم ، اين است كه مالكيت تدبير ، لازمه مالكيت حقيقى عين است ، و اين دو مالكيت ، قابل تفكيك نيستند و چون خدا ، مالك حقيقى همه موجودات است ، مالك تدبير آنها نيز خواهد بود ، در حالى كه در مورد غير خدا ، چون مالك بودن عين و تدبير ، هر دو اعتبارى است ، اين دو نوع مالكيت ، قابل تفكيك است و ممكن است كسى مالك چيزى باشد ، امّا اجازه تصرّف در آن چيز را نداشته باشد ؛ يا مالك تدبير چيزى باشد ، امّا مالك ذات آن چيز نباشد .