حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٣
د ـ فرمانده جنگ روم، جوانى هجده ساله
پيامبر خدا ، در روزهاى آخر زندگىِ خود ، مسلمانان را براى جنگ با كشور نيرومند روم ، بسيج كرد . تمام افسران ارشد ، فرماندهان سپاه اسلام ، و بزرگان مهاجران و انصار ، در اين لشكر عظيم ، گِرد آمده بودند . براى فرماندهىِ چنين سپاهى ، بى ترديد ، بايد لايق ترين افسران انتخاب مى شد . پيامبر اسلام ، اسامة بن زيد را ـ كه جوانى هجده ساله بود ـ طلبيد و فرماندهىِ لشكر را به او واگذار كرد . اين اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى بسيارى از اصحاب بزرگ او ، خصوصاً در شرايط سياسى آن روزها ، قابل قبول نبود و لذا زبان به اعتراض گشودند كه : اين جوان را بر مهاجران سابقه دار مى گمارد! پيامبر خدا ، در حالى كه از اين سخن به خشم آمده بود ، بَر فراز منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود : همانا مردم به فرماندهىِ اسامه ، زخمِ زبان زدند . آنان پيش از اين نيز نسبت به فرماندهىِ پدر اسامه ، چنين كرده بودند ؛ در حالى كه آن دو ، شايسته فرماندهى بودند و اسامه ، از دوست داشتنى ترين خاندان ها [١] در نزد من است . شما را نسبت به اسامه ، به نيكى سفارش مى كنم .
[١] «خاندان ها» ، ترجمه واژه «آل» در متن عربى است و اين واژه ، اسم است و تمييز براى «أحَبّ» ، و در تمام نسخه هاى چاپى تحقيق شده الطبقات الكبرى نيز به همين گونه (آلاً) ضبط شده است ؛ ليكن برخى احتمال مى دهند كه اين كلمه ، حرف تنبيه «ألا» باشد كه بر سر فعل «فاُوصيكم» آمده است . بدين ترتيب ، ترجمه چنين خواهد شد : « ... و اسامه ، از دوست داشتنى ترينِ مردمان در نزد من است . آگاه باشيد كه شما را ...» .