حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٣
٢١٥٦.تاريخ دمشق ـ به نقل از مُنيب ـ: در جاهليّت ، پيامبر خدا را ديدم كه مى فرمود : «اى مردم! بگوييد : هيچ خدايى جز اللّه نيست تا رستگار شويد» ؛ امّا بعضى به صورت او ، آب دهان مى انداختند و بعضى به رويش خاك مى پاشيدند و بعضى دشنامش مى دادند . در اين هنگام ، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دست هاى خود را شست و فرمود : «دختركم! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت ، اندوهگين مباش» . من پرسيدم : اين دخترك كيست؟ گفتند : زينب ، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود .
٢١٥٧.صحيح البخارى ـ به نقل از ابن مسعود ـ: انگار پيامبر خدا را مى بينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مى گذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهره اش پاك مى كرد و مى گفت : «بار خدايا! قوم مرا بيامرز ؛ چرا كه آنان نادان اند» .
م ـ پايدار
قرآن
«پس همچنان كه دستور يافته اى ، پايدارى كن و هر كه با تو توبه كرده [نيز چنين كند] ، و سركشى مكنيد ، كه او به آنچه انجام مى دهيد ، بيناست» .
حديث
٢١٥٨.تفسير القمّى : آيه : «و شگفتى مى كردند كه هشداردهنده اى از خودشان براى آنان آمده است» در مكّه نازل شد . وقتى پيامبر خدا دعوت خود را در مكّه آشكار ساخت ، قريش نزد ابو طالب رفتند و گفتند : اى ابو طالب! برادرزاده تو ، ما را نابخرد مى خواند و به خدايانمان بد مى گويد و جوانانمان را فاسد مى سازد و اتّحاد ما را از هم مى پاشد . اگر نادارى ، او را وا مى دارد كه چنين سخنانى را مطرح كند ، ما حاضريم برايش پولى جمع كنيم ، به طورى كه ثروتمندترين مرد قريش شود و او را فرمان رواى خود ، قرار مى دهيم . ابو طالب ، اين سخن قريش را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد . ايشان فرمود : «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند ، چنين چيزى را نمى خواهم ؛ بلكه يك كلمه به من بدهند تا به وسيله آن بر عرب پادشاهى كنند و غير عرب در برابرشان سر فرود آورند و شهريارانِ بهشت باشند» . ابو طالب ، اين سخن را به اطّلاع قريش رسانيد . آنها گفتند : حاضريم ده كلمه به او بگوييم . پيامبر خدا به آنان فرمود : «گواهى دهيد كه : هيچ خدايى جز اللّه نيست و من ، فرستاده خدا هستم» . آنان گفتند : ما سيصد و شصت خدا را بگذاريم و يك خدا را بپرستيم؟! در اين هنگام ، خداوند سبحان ، اين آيه را فرو فرستاد : «وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَ قَالَ الْكَـفِرُونَ هَـذَا سَـحِرٌ كَذَّابٌ» ـ تا آيه ـ «اخْتِلَـقٌ» . اختلاق ، به معناى دروغ بافى است .