حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦١
٢١١٠.المناقب ، ابن شهر آشوب ـ به نقل از ابن جرير طبرى ـ: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را به قبايل عرضه مى كرد ، نزد بنى كِلاب آمد . آنها گفتند : ما به اين شرط ، با تو بيعت مى كنيم كه بعد از تو ، كار (خلافت) به ما منتقل شود . [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «كار ، دست خدا است . اگر او خواست ، به شما خواهد رسيد و اگر نخواست ، به ديگرى واگذار خواهد شد» . بنى كلاب رفتند و بيعت نكردند و گفتند : ما در راه تو ، شمشير نمى زنيم كه بعدا ديگران را بر ما حكومت دهى!
٢١١١.المناقب ، ابن شهر آشوب ـ به نقل از ماوردى در أعلام النبوّة ـ: عامر بن طفيل ، همان كسى كه خواست پيامبر صلى الله عليه و آله را غافلگيرانه بكشد ، به ايشان گفت : اى محمّد! اگر مسلمان شوم ، چه به من مى رسد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «در سود و زيان اسلام ، شريك خواهى بود» . گفت : مرا حاكم بعد از خودت قرار مى دهى؟ فرمود : «اين سِمَت ، نه از آنِ تو خواهد بود و نه از آنِ قوم و قبيله تو ؛ امّا دهنه هاى اسب ها (فرماندهى سواران) را به تو مى سپارم تا در راه خدا بجنگى» .
٢١١٢.الطبقات الكبرى ـ به نقل از عبد اللّه بن سلّام ـ: هنگامى كه پيامبر خدا به مدينه آمد ، مردم براى ديدن ايشان مى شتافتند و كسى مى گفت : پيامبر خدا وارد شد . من هم با مردم رفتم تا ايشان را ببينم . وقتى چهره پيامبر خدا را ديدم ، متوجّه شدم كه چهره او ، چهره يك فرد دروغگو نيست . نخستين سخنى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم ، اين بود كه مى فرمود : «اى مردم! به يكديگر سلام كنيد و مردم را اطعام بدهيد و صله رحم به جا آوريد و شب هنگام كه مردم خفته اند ، نماز بگزاريد تا به سلامت ، وارد بهشت شويد» .
د ـ منفورترين خصلت نزد پيامبر ، دروغگويى بود
٢١١٣.كنز العمّال ـ به نقل از عايشه ـ: منفورترين اخلاق نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ، دروغگويى بود .