حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٧
٢١٠٤.سيرة ابن هشام : پيش از آن كه به پيامبر خدا وحى نازل شود ، قريش به او امين مى گفتند .
٢١٠٥.سيرة ابن هشام ـ به نقل از ابن اسحاق ، درباره ساختن كعبه پيش از: قبايل قريش براى ساختن كعبه ، سنگ جمع كردند و هر قبيله اى جداگانه جمع آورى مى كرد . آنها پايه هاى كعبه را بالا بردند تا به جايگاه رُكن ، يعنى حجر الأسود رسيد . در اين هنگام ، با يكديگر بحثشان شد و هر قبيله اى مى خواست حجر الأسود را خود در محلّش قرار دهد ، نه ديگرى . . . . آنها در مسجد جمع شدند و به مشورت پرداختند و هر يك ديگرى را به انصاف دعوت كرد . بعضى از راويان گفته اند : ابو اُميّة بن مغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم ـ كه در آن سال ، مسن ترين فرد قريش بود ـ گفت : اى گروه قريش! بياييد اوّلين كسى را كه از درِ اين مسجد وارد مى شود ، داور ميان خود قرار دهيد . قريش ، موافقت كردند . نخستين كسى كه بر آنان وارد شد ، پيامبر خدا بود . وقتى قريش او را ديدند ، گفتند : اين مرد ، امين است . ما قبول داريم . او محمّد است . چون پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها رسيد ، موضوع را به اطّلاع او رساندند . فرمود : «پارچه اى برايم بياوريد» . پارچه را آوردند . پيامبر صلى الله عليه و آله حجر الأسود را برداشت و با دست خود ، روى پارچه گذاشت و سپس فرمود : «هر قبيله اى گوشه اى از پارچه را بگيرد و همگى آن را بلند كنيد» . قريش اين كار را كردند و وقتى به محلّ نصب رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را با دست خود برداشت و در جايگاهش قرار داد و آن گاه روى آن را ساخت .
٢١٠٦.سيرة ابن هشام ـ به نقل از ابن اسحاق ـ: خديجه دختر خُوَيلد ، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود . مردم را براى تجارت با اموال خود ، استخدام مى كرد و در قبال كارشان ، مقدار معيّنى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد . قريش ، مردمى تاجرپيشه بودند . وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر صلى الله عليه و آله به گوش خديجه رسيد ، كسى را نزد ايشان فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام برود .