حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣
تحليلى درباره حكمت ختم نبوّت
سخن درباره حكمت ختم نبوّت ، بسيار است ؛ ولى آنچه در اين جا به طور اجمال مى توان بدان اشاره كرد ، اين است كه فلسفه بعثت انبياى الهى، ارائه برنامه تكامل جامعه بشر است . اين برنامه ، بايد به تدريج به مردم ابلاغ شود ؛ زيرا جامعه در طول تاريخ ، همانند كودكى است كه در دامن تعليم و تربيت انبياى الهى پرورش مى يابد، لذا برنامه انبيا در دوران هاى مختلف زندگىِ اين كودك ، بايد متناسب با مزاج و استعداد او باشد و بر اين اساس ، در چهار مقطع از مقاطع تاريخِ پيش از اسلام، شكل اجرايىِ برنامه انبيا تغيير كرده و اين تغييرات ، توسّط چهارتن از پيامبران بزرگ الهى ـ كه صاحب كتاب و شريعت بوده اند و آنان را پيامبران تشريع مى ناميم ـ به جامعه بشر ابلاغ گرديده است . اين پيامبران عبارت اند از : نوح، ابراهيم، موسى و عيسى عليهم السلام . ساير پيامبران الهى، مبلّغ شريعت پيامبران تشريع بوده اند، و رهبرىِ الهى به وسيله آنان تداوم يافت ، تا هنگامى كه مزاج جامعه براى دريافت آخرين پيام هاى الهى ، آمادگى پيدا كرد ، و در اين هنگام بود كه آخرين و كامل ترين برنامه هاى تكامل انسان ، در مجموعه اى به نام قرآن ، به وسيله خاتم انبيا به بشر ابلاغ شد و با ابلاغ اين پيام ، سلسله پيامبران پايان يافت . پيامبر خدا در روايتى اين تحليل را ضمن يك مَثَل ساده بيان فرموده : مَثَلى فِي النَّبيِّينَ كَمَثَلِ رَجُلٍ بَنى دارا فَأحسَنَها وأكمَلَها وجَمَّلَها وتَرَكَ مِنها مَوضِعَ