حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١
٢٠٥٩.تاريخ الطبرى ـ به نقل از يزيد بن حبيب ـ: [پيامبر خدا ،] عبد اللّه بن حُذافة بن قيس بن عدى بن سعد بن سهم را نزد كسرا پسر هرمز ، پادشاه ايران ، فرستاد و به او نوشت : «به نام خداوند مِهر گستر مهربان . از محمّد ، فرستاده خدا ، به كسرا ، پادشاهِ فارس . درود بر كسى كه از راه راست پيروى كند و به خدا و فرستاده او ايمان آورد ! . . . . من تو را به دعوت خداوند عز و جلفرا مى خوانم ؛ زيرا من فرستاده خدا به سوى همه مردم هستم ، تا آن را كه زنده است ، هشدار دهم و سخن حق براى كافران ، معلوم شود . پس ، اسلام بياور تا به سلامت مانى و اگر امتناع ورزى ، گناه مجوسيان به گردن توست» .
٢٠٦٠.المناقب ، ابن شهر آشوب ـ به نقل از ابن مهدى مامطي پيامبر صلى الله عليه و آله به كسرا نوشت : «از محمّد ، فرستاده خدا ، به كسرا ، پورِ هرمز . امّا بعد ، اسلام بياور تا به سلامت بمانى ، وگرنه با خدا و فرستاده اش اعلام جنگ نما . درود بر كسى كه از راه راست ، پيروى كرد!» . چون نامه به كسرا رسيد ، آن را پاره كرد و بدان ، بى احترامى نمود و گفت : اين كيست كه مرا به دين خود ، فرا مى خوانَد و نامش را پيش از نام من مى آورد؟! و مُشتى خاك براى پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خداوند ، مُلك او را پاره كند كه نامه مرا پاره كرد! بدانيد كه به زودى ، شما مُلك او را متلاشى خواهيد كرد . و برايم مشتى خاك فرستاد ؛ بدانيد كه به زودى ، خاك او را تصرّف خواهيد كرد» . و چنان شد كه ايشان فرمود .
٢٠٦١.الخرائج و الجرائح : خسرو به فيروز ديلمى ـ كه از بقاياى ياران سيف بن ذى يَزَن بود ـ نوشت : اين بنده اى راكه نام خودش را پيش از نام من مى آورَد و گستاخانه مرا به دينى غير از دين خودم دعوت مى كند ، نزد من روانه كن . فيروز ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : خداوندِ من ، مرا دستور داده كه تو را نزد او ببرم . پيامبر خدا فرمود : «خداوندِ من ، مرا خبر داد كه خداوندِ تو ، ديشب كشته شد» . در اين هنگام ، خبر رسيد كه فرزند او ، شيرويه ، در آن شب بر وى حمله بُرده و او را كشته است . پس ، فيروز و همراهانش اسلام آوردند .