حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٢
٢ . معجزه گفتارى . طريقه اوّل (يعنى وحى و الهام) اختصاص به كسانى دارد كه حجاب هاى معرفت قلبى را دريده باشند و امكان ارتباط قلبى با مبدأ، به قصد رسيدن به حقايق معرفت، برايشان فراهم باشد. امّا طريقه دوم ، يك راه عمومى و همگانى است ؛ يعنى، عموم مردم كه توانايى شناخت قلبى را ندارند، مى توانند از اين طريقه كمك بگيرند. اين طريق ، عبارت از اين است كه خداى متعال، به واسطه سخنى كه خود معجزه است، به نبوّت پيامبر خود گواهى مى دهد، يعنى عموم مردم به روشنى مى فهمند كه اين سخن، سخن بشر نيست وانسان ، هر اندازه هم مدارج علم و فرهنگ و ادب را پيموده باشد ، باز نمى تواند چنان سخنى بگويد.
ب ـ گواهى رفتارى
و امّا گواهى رفتارى نيز مى تواند به دو شكل باشد : ١ . معجزه . يعنى كارى كه نشان دهد مدّعى نبوّت با خداى متعال ، ارتباط دارد. به همين دليل است كه قرآن كريم ، از اين كار به «آيه» و «بيّنه» تعبير مى كند؛ مانند افكندن عصا و تبديل آن به اژدها و زنده كردن مُردگان. بر اين اساس، هرگاه كسى كه مدّعى نبوّت است ، معجزه اى بياورد، آن معجزه، گواهى عملى از جانب خداى متعال بر حقانيّت ادّعاى اوست. ٢ . تقرير . اگر فرض كنيم فردى خودش را براى مردم ، نماينده فلان شخص مشهور معرّفى نمايد و در حضور آن شخص مشهور، براى مردم ، سخنانى ايراد كند و مدّعى شود كه از جانب آن شخص است و آن شخص ، آزادانه و بدون آن كه عذرى داشته باشد ، سكوت اختيار كند، اين سكوت و خاموشى، تقرير يا شهادتى عملى از جانب آن شخصيت بر صدقِ نيابت مدّعى و درستى سخنان او به شمار مى آيد.