حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
١٦٠٨.المعجم الكبير ـ به نقل از ابن عبّاس ، درباره اين سخن خدا : : همانا پيامبر خدا آرزو داشت تا همه مردم ، ايمان بياورند و در راه هدايت ، از او پيروى نمايند . خداوند ، او را آگاه ساخت كه جز كسى كه در كتاب نخست (لوح محفوظ) پيشينه خوش بختى دارد ، ايمان نمى آورد و جز كسى كه در كتاب نخست ، پيشينه بدبختى دارد ، گم راه نمى گردد . سپس به پيامبرش صلى الله عليه و آله فرمود : «شايد تو از اين كه [ مشركان ] ايمان نمى آورند، جان خود را تباه سازى» . [نيز] مى فرمايد : «اگر بخواهيم، معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم تا گردن هايشان در برابر آن، خاضع گردد» .
١٦٠٩.كتاب سليم بن قيس ـ به نقل از سليم ـ: به ابن عبّاس گفتم : مرا آگاه ساز كه بزرگ ترين چيزى كه از على بن ابى طالب عليه السلام شنيده ايد ، چيست . او چيزى را برايم گفت كه خودم آن را از على عليه السلام شنيده بودم . فرمود[ه بود] : «پيامبر خدا مرا در حالى كه در دستش كتابى بود ، خواست و فرمود : اى على! اين كتاب را بگير . گفتم : اى پيامبر خدا! اين ، چه كتابى است ؟ فرمود : كتابى است كه خدا نوشته است . در آن ، نام نيك بختان و تيره بختان امّت من تا روز رستاخيز است . پروردگارم به من فرمان داد كه آن را به تو بدهم » .
١٦١٠.التوحيد ـ به نقل از عبد اللّه بن سلام ـ: از پيامبر خدا پرسيدم و گفتم : مرا آگاه ساز كه آيا خداوند عز و جل بى دليل ، مردمى را كيفر مى دهد؟ فرمود : «پناه بر خدا! [چنين نيست]» . گفتم : پس فرزندان مشركان ، آيا در بهشت اند يا در دوزخ ؟ فرمود : «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به آنان سزاوارتر است . هر گاه روز رستاخيز شد و خداوند عز و جل مردمان را براى داورى گرد آورد ، فرزندان مشركان را مى آورد و به آنان مى فرمايد : بندگان و كنيزان من! پروردگار شما كيست؟ و آيين و اعمال شما چيست؟ . مى گويند : خدايا! پروردگار ما! تو ما را آفريدى و ما چيزى را نيافريده ايم ، و تو ما را ميراندى و ما چيزى را نميرانده ايم ، و براى ما زبانى كه بِدان سخن بگوييم و گوشى كه بِدان بشنويم و كتابى كه آن را قرائت كنيم و فرستاده اى كه از او پيروى نماييم ، قرار ندادى و البتّه ما ، جز آنچه تو به ما آموخته اى ، دانشى نداريم . خداوند عز و جل به آنان مى فرمايد : بندگان و كنيزان من! آيا اگر شما را به كارى فرمان دهم ، آن را انجام مى دهيد؟ . مى گويند : گوش به فرمان توييم ، اى پروردگار ما! آن گاه خداوند عز و جل به آتشى كه به آن ، فَلَق گفته مى شود و سخت ترين كيفر در جهنّم است ، فرمان مى دهد و آن از جايگاه خود به صورت سياه و تاريك همراه با غل ها و زنجيرها بيرون مى آيد . خداوند عز و جل به آن دستور مى دهد كه در چهره مردمان ، دَمى بدمد . آن هم مى دَمَد و از شدّت دَم آن ، آسمان ، پاره مى گردد و ستارگان ، ناپديد مى شوند و درياها منجمد و كوه ها محو و ديدگان ، كور مى گردند و بارداران ، وضع حمل مى نمايند و نوزادان از ترس آن در روز رستاخيز ، پير مى گردند . سپس خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كودكان مشركان را فرمان مى دهد كه خودشان را در اين آتش بيفكنند . هر كه در دانش خداوند عز و جل پيشينه نيك بختى داشته باشد ، خود را در آن مى افكند ؛ ولى آن آتش براى او سرد و سلامت است ، همچنان كه براى ابراهيم عليه السلام بود ، و هر كه در دانش خداوند عز و جل پيشينه تيره بختى داشته باشد ، خوددارى مى كند و خود را در آن آتش نمى افكند . آن گاه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به آتش فرمان مى دهد و آتش ، او را به خاطر اين كه فرمان خدا را ترك كرده و از وارد شدن در آن خوددارى نموده است ، مى بلعد . پس به دنبال پدرانش ، در جهنّم خواهد بود و اين ، [معناى ]سخن خداوند عز و جل است كه : «آن گاه بعضى از آنان تيره بخت اند و [ برخى ]نيك بخت : كسانى كه تيره بخت شده اند، در آتش، فرياد و ناله اى دارند [و] تا آسمان ها و زمين برجايند ، در آن ، ماندگار خواهند بود، مگر آن كه پروردگارت چيزى [ديگر] بخواهد، كه پروردگار تو ، همان مى كند كه بخواهد. و كسانى كه نيك بخت شده اند، تا آسمان ها و زمين برجايند ، در بهشت ، جاودان خواهند بود ، مگر آن كه پروردگارت چيزى [ديگر ]بخواهد ، كه [اين ، ]بخششى است كه بريدنى نيست» » .