حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٠
١ . تعارض اين گونه احاديث با قرآن و احاديث قطعىّ الصدور
اگر مقصود از اين احاديث ، نفى آزادى انسان در ساختن سرنوشت خود و سلب اراده و مشيّت از خداوند در تغيير سرنوشت انسان و جهان باشد، نه تنها اين احاديثِ آحاد ، مخالف احاديث متواتر و سنّت قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله هستند ، بلكه با صريح قرآن كريم و اساسا با فلسفه بعثت انبياى الهى تعارض دارند . بنا بر اين ، بر فرض صحّتِ سندِ آنها ، باز هم مردود و غير قابل قبول خواهند بود .
٢ . عدم تعارض علم خداوند ، با اراده او و آزادى انسان
ممكن است اين احاديث ، كنايه از علم ازلى خداوند متعال به امور مذكور باشند ، چنان كه در برخى از آنها [١] به اين موضوع ، اشاره شده است، بدين معنا كه همه حوادثى كه براى انسان و جهان پيش خواهد آمد ، براى خداوند متعال ، معلوم است . او مى داند كه هر كس : از دنيا ، چه بهره اى خواهد داشت؟ با كه ازدواج خواهد كرد؟ چه موقعيّتى از نظر سياسى و اجتماعى خواهد داشت؟ چه كسى ظالم خواهد بود و چه كسى مظلوم؟ چه كسى خوش بخت خواهد شد و چه كسى بدبخت؟ چه كسى به بهشت خواهد رفت و چه كسى به دوزخْ راه خواهد يافت؟ و در يك جمله : خداوند متعال ، سرنوشت دنيوى و اُخروى همه انسان ها را مى داند ؛ اما نكته مهم و دقيق ، اين است كه علم خدا، علّتِ معلوم نيست ؛ بلكه تابع معلوم است و نه متبوع آن ، چنان كه اَشاعره و همفكران آنها پنداشته اند . بنا بر اين، علم ازلى خداوند متعال ، نه با اراده و مشيّت او تعارضى دارد و نه با اراده و اختيار انسان در ساختن سرنوشت خود . به سخن ديگر، احاديث مذكور ، مى خواهند بگويند كه خداوند متعال مى داند كه انسان با انتخاب خود ، چگونه سرنوشت خود را در دنيا و آخرتْ رقم خواهد زد،
[١] ر . ك : ص ٢٠٢ ح ١٥٥٩ .[٢] التوحيد : ص ٣٤٣ - ٣٤٤ ح ١٣ .[٣] بحارالأنوار : ج ٧٧ ص ١٧٩ ح ١٠ .