حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٤
معانى تفويض
واژه «تفويض» در قرآن ، احاديث و اصطلاح علما ، كاربردهاى مختلفى دارد ، مانند : ١ . تفويض اخلاقى، يعنى انسان ، امور مربوط به خدا را به خدا واگذار كند و در كارها بر او توكّل نمايد . ٢ . تفويض تشريعى (اِباحيگرى) ، بدين معنا كه خداوند ، تكليفى بر انسان مقرّر نكرده و تشريع را به خودِ او واگذار نموده است . ٣ . تفويض بخشى از امور دينى از جانب خدا به انبيا يا اوصياى آنان . ٤ . تفويض تكوينى، به معناى واگذار كردن آفرينش و يا تدبير امور مخلوقات به انبيا و يا اوصياى آنان . ٥ . تفويض تفسيرِ شمارى از صفات خداوند (مانند صفات خبرى [١] ) به او . گفتنى است كه در اين جا ، صحّت و بطلان هيچ يك از اين معانى را بررسى نمى كنيم . ٦ . تفويض در مقابل جبر، يعنى واگذارى افعال انسان به طور مطلق به خود او . بر اساس نظريّه تفويض ـ كه مقابل نظريّه جبر است ـ انسان در محدوده افعال تفويض شده به او ، اصل «توانايى انجام دادن امور» را از خدا دريافت كرده است و پس از اين دريافت، او خود در افعال خويش استقلال دارد و تحقّق اين افعال ، منوط به اذن و اجازه تكوينى خدا نيست ؛ بلكه خداوند نسبت به اين افعال ، فاقد قدرت و توانايى است .
[١] صفات خبرى ، صفاتى هستند كه در قرآن و احاديث به خداوند ، نسبت داده شده اند ؛ ولى اثبات اين صفات براى خدا از طريق عقل ، امكان پذير نيست ، مانند : داشتن چهره و دست . برخى از اهل حديث (مانند مالك بن انس و نيز ماتِريدى) ، معتقد به اين معنا از تفويض بوده اند (ر . ك : الملل و النحل : ج ١ ص ٨٥ و التوحيد : ص ٧٤) .[٢] آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى : ج ٦ ص ٤٥ .[٣] نهج الحقّ و كشف الصدق : ص ١٠١، أنوار الملكوت فى شرح الياقوت : ص ١١٠، كشف المراد : ص ٣٠٨، النافع يوم الحشر : ص ٢٧ و ١٥٦، أوائل المقالات : ص ١٥ .[٤] بحار الأنوار : ج ٥ ص ١٧ .[٥] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٩ ص ٤٢ ح ٦١٥٤ .