حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩
١ . تمسّك به قضا و قدر
مهم ترين دليل متكلّمان جبرى مذهب، قضا و قدر خداوند است . در عبارات احمد بن حنبل ديديم كه وى اختيار انسان را منافى با عموميّت قضا و قدر خداوند مى داند. وى معتقد است كه اگر خداوند براى انسان ، كارى مثل خوردن شراب را تقدير كرده باشد ، ولى انسانْ آزاد باشد كه آن را ترك كند و اين كار را انجام ندهد، خداوند ، مغلوب و انسان ، غالبْ فرض مى شود .
نقد دليل نخست
در پاسخ اين دليل ، بايد گفت كه قضا و قدر در افعال اختيارى انسان ، به معناى مجبور كردن او به اعمال خاصّى نيست ؛ بلكه تقدير خداوند در اين باره ، به اين معناست كه خداوند ، براى قدرت و توانايى انسان ، حدّى قائل شده و به اندازه معيّنى به انسان ، قدرت بخشيده است . قضاى خداوند نيز به اين معناست كه خداوند به اين محدوديت ، حكم كرده و آن را ايجاد نموده است . البتّه به كار بردن اين قدرت محدود نيز ، مشروط به اذن خداست . بنا بر اين اگر انسان معصيت كند، خداوند ، مغلوب نمى شود ؛ چرا كه خود خداوند ، قدرت معصيت را به انسان داده و در هنگام معصيت نيز ، تكوينا مانع صدور معصيت نشده است ، هر چند تشريعا و از طريق پيامبرانش به انسان ها اعلام كرده است كه به معصيت ، رضايت تشريعى ندارد .
٢ . تمسّك به توحيد اَفعالى
دليل ديگر طرفداران جبر (از جمله اشعرى) بر نظريّه جبر ، توحيد اَفعالى خداوند است كه بر اساس آن ، فاعل همه افعال ، خداست . او در اين باره به اين آيه استدلال كرده است : «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ» [١] و «ما تعملون» را همه افعال انسان ها
[١] صافّات : آيه ٩٦ .