حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٨
حقيقتاً جز خداوند ، هيچ فاعلى براى آن نيست . [١] وى براى اين كه از جبر ، رهايى يابد و براى انسان ، نقشى در نظر بگيرد ، «نظريّه كسب» را مطرح مى كند. به اعتقاد او فقط قدرت قديم ، در خلق و ايجاد فعل ، مؤثّر است و اين قدرت ، از آنِ خداست ؛ امّا انسان نيز از قدرت حادث ، برخوردار است و اثر قدرت حادث ، احساس آزادى و اختيار است ، نه انجام دادن كار . مقصود از «كسب» ، مقارنت ايجاد فعل در انسان با ايجاد قدرت حادث در انسان است ؛ امّا از آن جا كه هم فعل و هم قدرت حادث ، هر دو ، به وسيله خدا انجام مى پذيرند ، «كسب» نيز مخلوق خدا خواهد بود . وى مى گويد : اگر كسى بگويد : «چرا شما مى پنداريد كه دستاورد بندگان ، آفريده خداوند والاست؟»، به او گفته مى شود : اين را از اين رو گفتيم كه خداوند متعال گفته است : «و خداوند ، شما و كردارتان را آفريده است» [٢] . [٣] بنا بر اين ، اشاعره ، انسان را داراى قدرت حادثى مى دانند كه اثرى در ايجاد فعل ندارد، و اين ، همان نظريّه جبرگرايى ميانه است . دليل اين كه اشاعره ، «كسب» را به انسان نسبت مى دهند ، اين است كه فعل و قدرت حادث ، در وجود انسانْ حادث مى شود، همان طور كه به چيزى كه حركتْ در آن حلول كرده، متحرّك مى گويند . [٤]
دلايل نظريّه جبر و نقد آنها
طرفداران نظريّه جبر ، به دو دليل ، تمسّك كرده اند كه اجمالاً به طرح و نقد آن دو مى پردازيم :
[١] اللمع : ص ٣٩ .[٢] صافّات : آيه ٩٦ .[٣] اللمع : ص ٤٠ .[٤] ر.ك : اللمع : ص ٣٧ .