حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٧
به جمادات نسبت داده مى شوند، چنان كه گفته مى شود: «درخت، ميوه داد»، «آب، جارى شد»، «سنگ، تكان خورد»، «خورشيد، طلوع كرد و غروب كرد»، «آسمان، ابرى شد و باريد»، «زمين، لرزشى كرد و روييد» و مانند اينها. ثواب و عقاب، جبر است ، چنان كه همه افعالْ جبرند... وقتى جبرْ ثابت شد ، تكليف نيز جبر مى شود. [١] يكى از جريان هاى مهمّ اعتقادى در اسلام ، اهل حديث هستند . اينان ، خود را جبرى نمى دانند؛ امّا لازمه سخنانشان جبر است . احمد بن حنبل در اعتقادنامه خود مى گويد : خداوند ، حكمش را بر بندگان ، جارى ساخت و آنان نمى توانند از حكم او بيرون بروند ؛ بلكه همگى به همان سمتى در حركت اند كه برايشان قرار داده است . و ناگزير در همانى قرار دارند كه برايشان مقدر كرده است . و آن ، عين دادگرى خداوند عز و جل است . زنا ، دزدى ، مى گسارى ، آدم كشى ، حرامخوارى ، شرك به خداوند عز و جل ، و گناهان و نافرمانى ها، همگى با قضا و قدر خدا هستند، بى آن كه كسى را بر خدا حجتى باشد . بلكه خداوند بر بندگانش ، حجّت رسا دارد و «از آنچه مى كند ، پرسيده نمى شود و آنان مورد پرسش قرار مى گيرند» ... . هر كس بپندارد كه خداوند عز و جل براى بندگانى كه نافرمانى مى كنند ، خير و طاعتْ خواسته و بندگان هم براى خودشان شر و نافرمانى خواسته اند و بر اساس خواستشان عمل مى كنند ، پنداشته كه خواست بندگان بر خواست خدا ، برتر است . و كدام افترا بر خدا ، بزرگ تر از اين است؟! [٢] مصداق بارز «جبرگرايى ميانه» ، اَشاعره هستند، هر چند كه آنان خود را جبرى نمى دانند . اشاعره ، عموميّت قضا و قدر جبرى در افعال را مى پذيرند و قائل اند كه همه چيزها ، از جمله افعال اختيارى انسان ، مخلوق خدايند. ابو الحسن اشعرى (پايه گذار نظريّه اشاعره) درباره افعال اختيارى انسان مى گويد :
[١] الملل و النحل : ج ١ ص ٨٦ .[٢] ر.ك : بحوث فى الملل و النحل : ج ١ ص ١٦١ .