حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧
١٥٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قدريّه ، مَجوس اين امّت اند . دشمنان خداى بخشنده و گواهى دهندگان به دروغ .
١٥٣٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قدريّه ، مَجوس اين امّت اند . اگر بيمار شدند ، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند ، در تجهيز (تكفين و تشييع و تدفين) آنان حاضر نشويد .
١٥٣٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر امّتى ، مجوسى دارد و مجوس اين امّت ، قدريّه هستند . اگر بيمار شدند ، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند ، بر مرده آنان حاضر نشويد و اگر در راهى به آنان برخورديد ، راه را بر آنان تنگ كنيد .
١٥٣٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : با قدريّه همنشينى ننماييد و كارى را با آنها شروع نكنيد .
١٥٣٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قدريّه ، بر زبان هفتاد پيامبر ، نفرين شده اند .
١٥٤٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه روز رستاخيز شود ، منادى ندا سر مى دهد : «هان! دشمنان خدا باِيستند» . بدانيد كه آنان ، قدريّه هستند .
٣ / ٥
مقصود از قَدَريّه
الف ـ آنچه دلالت مى كند بر اين كه قدريّه همان مُفَوِّضه اند
١٥٤١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قدريّه ، [١] كسانى هستند كه مى گويند : خير و شر ، در اختيار ماست . آنان از شفاعت من بهره اى ندارند . نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند .
[١] علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه» ، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند...». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [ از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو ، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [ كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [ آنها ]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [ يكى] انسان، نسبت به افعالش و [ ديگرى] خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند ، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى : ج ١ ص ١٥٧ ، پانوشت) .