دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩
٤٤٩٧.امام صادق عليه السلام : «اگر به آنان فرمان مى داديم كه : خود را بكُشيد» و كاملاً تسليم امام باشيد «يا» براى خشنودى او «از خانه هايتان خارج شويد ، اين فرمان را به كار نمى بستند جز اندكى از آنان . و اگر» مخالفان «آنچه را بدان پند داده مى شوند، به كار مى بستند ، قطعا برايشان بهتر و در ثبات قدمشان مؤثّرتر بود» . و در اين آيه : «سپس از حكمى كه كرده اى» يعنى فرمان ولىّ امر، «در دل هايشان احساس ناراحتى [و ترديد ]نكنند و» در اطاعت از خدا «كاملاً سر تسليم فرود آورند» .
٤٤٩٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عدّه اى را چه شده است كه با هم سخن مى گويند و چون مردى از خاندان مرا مى بينند، سخن خود را قطع مى كنند؟! به خدا سوگند ، ايمان در دل هيچ كس جاى نمى گيرد، مگر آن گاه كه آنان (خاندانم) را به خاطر خدا و به واسطه خويشى شان با من ، دوست بدارند .
٤٤٩٩.التوحيد ـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون [در مرو] خارج شود ، اهل حديث نزد وى گرد آمدند و گفتند : اى پسر پيامبر خدا ! از نزد ما مى روى و حديثى برايمان نمى گويى كه از تو بهره مند شويم ؟! امام رضا عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود ، سرش را بيرون آورد و فرمود : «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم على بن حسين شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد : از پدرم امير مؤمنان، على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد : از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد : از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد : از خداوند پرشكوه شنيدم كه مى فرمايد : «لا إله إلّا اللّه (عقيده توحيد) ، دژ من است ، هر كس به دژ من در آيد ، از عذابم در امان است» . چون شتر به راه افتاد ، امام عليه السلام بانگ زد : «با شروط آن ، و من يكى از شروط آن هستم» .