دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧
ج ـ چگونگىِ خارج شدن از ايمان
مؤمن با يكى از پنج كار ـ كه همگى مانند هم و معروف اند ـ از ايمان خارج مى شود : كفر ، شرك ، گم راهى ، فسق ، و ارتكاب گناهان كبيره . معناى كفر : هر معصيتى است كه انسان با آن ، خدا را نافرمانى كند ؛ از سرِ نفى و انكار و سبك شمردن و حقير دانستن هر تكليف ريز و درشتى ، و مرتكب آن كافر است . اين ، معناى كفر است . از هر كيشى و از هر فرقه اى كه باشد، اگر معصيتى با اين چگونگى از او سر زند ، كافر است . معناى شرك : هر معصيتى است كه شخص ، از سر اعتقاد، با آن ، خدا را نافرمانى كند . چنين شخصى مشرك است؛ خواه آن معصيت ، خرد باشد يا بزرگ. در هر حال ، او مشرك است . معناى گم راهى : جهل به وظيفه و تكليف است؛ يعنى اين كه شخصى يكى از طاعت هاى بزرگ را كه بنده جز با انجام دادن آن سزاوار ايمان نيست، پس از آمدن بيان و اقامه دليل درباره آن ، ترك گويد كه در اين صورت، ترك آن طاعت از سوى او ، از سرِ انكار آن و اعتقاد به انكار و نفى آن نيست ؛ بلكه از روى سستى و غفلت و سرگرم شدن به كار ديگرى ، آن را ترك كرده است . چنين كسى گم راه است و از راه ايمان منحرف گشته ، و ندانسته از راه خارج شده است و تا زمانى كه بر اين وصفى باشد كه گفتيم ، سزامند نام و حقيقت گم راهى است . بنا بر اين ، اگر انسان از سر نفى و استخفاف و خوار شمارى ، به يكى از گونه هاى نافرمانى گرويد ، كافر است و اگر از سر تأويل و تقليد و گردن نهان و پذيرفتن عقيده نياكان و گذشتگان بدان گرويد و آن را كيش خود گرفت، مشرك است. كسى كه در گم راهى است ، ديرى نمى پايد كه به يكى از اين دو كه وصفش كرديم، مى گرايد . معناى فسق : هر گناهى از گناهان بزرگ است كه شخص ، از روى لذّتجويى و شهوت و چيره آمدن هوس ، آن را انجام دهد يا به آن درآيد . اين ، فسق است و مرتكب آن ، فاسق است و از جهت فسقش ، از ايمان خارج است . پس اگر بر اين فسق بپايد ، تا به حدّ خوارشمارى و استخفاف [به دين و احكام آن] رسد ، به جهت خوار شمارى و استخفافش ، كفر او لازم مى آيد . و معناى ارتكاب گناهان كبيره كه به سبب آنها ايمان شخص تباه مى شود، اين است كه در گناهان كبيره فرو رود ، اما نه از سر انكار يا اعتقاد يا لذّتجويى و شهوت ؛ بلكه از روى تندى و خشم ، بسيار تهمت بزند و ناسزا گويد و بكشد و مال مردم را بگيرد و حقوق را نپردازد و ديگر گناهان كبيره اى را انجام دهد كه شخص ، آنها را با انگيزه اى غير از لذّت ، انجام مى دهد ؛ از جمله : سوگندهاى دروغ و گرفتن ربا و مانند اينها كه هر كس آنها را انجام دهد ؛ از روى لذّتجويى انجام نمى دهد ، و شرابخوارى و زنا و لهو . كننده همه اين كارها ، ايمان خود را تباه كرده و از آن خارج شده است ، از آن جهت كه با اين انگيزه مرتكب كبيره شده است ؛ ولى مشرك و كافر و گم راه نيست ؛ بلكه جاهل است و به وصفى كه گفتيم ، از روى نادانى انجام داده است . و اگر به يكى از اقسام مرتكباتى كه شرح داديم ، بگرايد ، از صنف او خواهد بود» .