دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩
كفر ، علّت عقاب دائم است و با عنايت به اين كه جمع ميان ثواب دائم و عقاب دائم ، عقلاً محال است ، بايد گفت : ايمان حقيقى ـ كه موجب ثواب دائم است ـ قابل زوال نيست ، مگر اين كه قائل به «حبط» شويم ؛ يعنى بگوييم كه عروض «كفر» پس از «ايمان» ، موجب از بين رفتن ثواب دائم مى گردد . اين مطلب نيز باطل است ، زيرا لازمه آن ، اين است كه كسى كه خوبى و بدى او برابر است ، مانند كسى باشد كه هيچ كارى انجام نداده است و يا اگر بدى هاى او بيش از كارهاى نيك اوست ، مانند كسى باشد كه هيچ كار نيكى انجام نداده است و امورى از اين قبيل كه باطل و محال اند . [١] گفتنى است كه طرفداران اين نظريه ، بر پايه استدلالى كه بدان اشاره شد ، اطلاق «مؤمن» در آيات و احاديث را بر كسانى كه ايمان آنها موقّتى است ، مَجازى مى دانند ، مانند آنچه در قرآن درباره منافقان آمده است : «قَالُواْ ءَامَنَّا بِأَفْوَ هِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ . [٢] با دهانشان گفتند : «ايمان آورديم» ، در حالى كه دلشان مؤمن نبود » .
نقد نظريه دوم
اين نظريه ، مبتنى بر اين مبناست كه ايمان حقيقى ، علّت تامّه ثواب ابدى است و عقلاً ممكن نيست كه خداوند متعال ، پاداش ايمان و عمل به مقتضاى آن را به وسيله «كفر» و اعمال ناشايست از بين ببرد ؛ ليكن اين مبنا صحيح نيست و متون فراوانى از جمله آيه زير به روشنى دلالت بر بطلان آن دارند : «وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَــلُهُمْ فِى الدُّنْيَا
[١] ر . ك : رسائل الشريف المرتضى : ج ٢ ص ٣٢٨ و ج ١ ص ١٦٣ .[٢] مائده : آيه ٤١ .