دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥
انسان در اوج مراتب ايمان و پس از گذر از مرحله تقوا ، به نقطه اى مى رسد كه حقايق هستى براى او آشكار مى شود . وصول به اين مرحله ، از ايمان يقين ناميده مى شود . بر اين اساس، كسى كه به مرتبه والاى يقين دست يابد ، حقايق نامحسوس جهان را با ديده دل مشاهده مى كند . با اين توضيح ، معلوم مى شود كه مقصود از آنچه امام مجتبى عليه السلام در تبيين تفاوت ايمان و يقين فرموده ، چيست . متن روايت چنين است : لِأَنَّ الإِيمانَ ما سَمِعناهُ بِآذانِنا و صَدَّقناهُ بِقُلوبِنا ، وَاليَقينَ ما أبصَرناهُ بِأَعيُنِنا وَاستَدلَلنا بِهِ عَلى ما غابَ عَنّا . [١] زيرا ايمان ، همان چيزى است كه با گوش هايمان شنيده ايم و با دل هايمان تصديق كرده ايم . ولى يقين ، آن چيزى است كه با چشم هايمان ديده ايم و با آن ، به چيزى پى برده ايم كه از ما پنهان است . و به تعبير ديگر ، ايمان ، از راه استدلال و برهان ، به دل راه مى يابد و يقين ، از راه شهود و عرفان .
شش . آنچه ايمان به آن ضرورى است
از منظر قرآن كريم ، امورى كه ايمان به آنها واجب و ضرورى است ، عبارت اند از : خدا ، غيب ، فرشتگان ، كتب آسمانى ، انبياى الهى ، خاتم انبيا محمّد صلى الله عليه و آله ، آنچه بر پيامبر خدا نازل شده ، و قيامت . فصل دوم ، اختصاص به تبيين اجمالىِ اين امور دارد . در اين باره ، چند نكته قابل توجّه است : ١ . ايمان به غيب و محدود ندانستن هستى به محسوسات ، اساسى ترين اصل
[١] ر . ك : ص ١٣٠ ح ٤٥٢٩ .