دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٥
٤٦٣٦.الكافى ـ به نقل از حسن بن عمّار ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «آغاز و پايه كارها و [مايه ]نيرو و آبادانى آنها ـ كه هيچ چيز جز با وجود آن ، نفعى ندارد ـ خرد است كه خداوند آن را زيور خلق خود و روشنايى آنان قرار داده است . با خرد است كه بندگان آفريدگار خويش را مى شناسند و مى دانند كه آنان مخلوق اند و درمى يابند كه او تدبير كننده آنان است و آنان تحت تدبير اويند ، او ماندگار است و آنان فناپذيرند . به وسيله خردهايشان است كه با ديدن هر مخلوقى ـ از آسمان و زمين و مهر و ماه و شب و روزش ـ پى مى برند كه هم خودشان و هم آن [مخلوق] ، آفريدگارى مدبّر دارند كه بى آغاز و بى انجام است . با خرد است كه خوبى را از بدى باز مى شناسند ، و درمى يابند كه تاريكى در نادانى است ، و روشنايى در دانش و دانايى . اينها امورى هستند كه خرد به آنها ره نمون گشته است» . گفته شد : پس آيا بندگان مى توانند تنها به خرد ، بسنده كنند؟ فرمود : «خردمند به راه نمايى همان خردش كه خداوند آن را جان مايه و زيور و راه نماى او قرار داده است ، مى داند كه خدا حق است و پروردگار اوست ، و مى داند كه آفريدگارش چيزهايى را خوش دارد و چيزهايى را خوش ندارد ، و او را طاعتى است و هم معصيتى ، و خردش را [به تنهايى] نمى بيند كه او را به اين امور راه نمايى كند و در مى يابد كه رسيدن به اينها ، جز با دانش و تحصيل آن ممكن نيست و اگر با دانشش به اينها نرسد ، خردش او را سودى نبخشد . پس تحصيل دانش و ادب كه جان مايه خرد است ، بر خردمند واجب است» .
٤٦٣٧.امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هشام ـ: اى هشام ! روشنايىِ تن ، در چشم آن است . پس اگر چشم بينا بود ، همه تن روشن مى شود . روشنايىِ جان نيز به خرد است . پس اگر بنده خردمند بود ، پروردگار خويش را مى شناسد و هر گاه پروردگارش را بشناسد ، در دينش بينا مى شود . اما اگر به پروردگارش نادان باشد ، هيچ دينى برايش بر پا نمى ماند . همان گونه كه تن ، جز با جانِ زنده (خون) برپا نمى ماند ، دين نيز جز با نيّت درست ، استوار نمى ماند و نيّت درست هم جز با خرد ، استوار نمى ماند .